دیوان اشعار - مثنویات

امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۶۰ - ردالعجز علی الصدر

امیرخسرو دهلوی
عود قماری که همی داد دود غالیه می ساخت گل از دود عود
تا که به عزلت نشانند خیز پیشتر از مرگ به عزلت گریز

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر دو محور متفاوت می‌چرخند؛ نخست، نگاهی شاعرانه و لطیف به دگرگونی‌های طبیعت که در آن عناصر مادی به کیمیای زیبایی تبدیل می‌شوند و دوم، توصیه‌ای اخلاقی و حکیمانه به خلوت‌گزینی و دوری از تعلقات دنیوی پیش از آنکه دست تقدیر، انسان را به اجبار به عزلتِ گور بکشاند.

مضمون کلی متن بر گذراییِ عمر و ضرورتِ آگاهیِ پیش‌دستانه تأکید دارد؛ جایی که شاعر با پیوند زدن تصویرِ خوش‌بویِ عود به مفاهیمِ عرفانیِ دوری از دنیا، در پیِ بیداریِ جانِ انسان است.

معنای روان

عود قماری که همی داد دود غالیه می ساخت گل از دود عود

آن چوبِ عودِ بسیار مرغوب و خوش‌بو (عود قماری) که دود می‌کرد، گل‌ها از دودِ آن، عطری خوشبو و سیاه (غالیه) تهیه می‌کردند.

نکته ادبی: عود قماری نوعی عود اعلا و گران‌بهاست و غالیه ترکیبی از مشک و عنبر که عطری سیاه و خوشبوست که در اینجا استعاره از بهره‌مندیِ طبیعت از زیبایی‌هاست.

تا که به عزلت نشانند خیز پیشتر از مرگ به عزلت گریز

پیش از آنکه تو را به اجبار به گوشه‌نشینیِ مرگ ببرند، برخیز و پیش از فرارسیدنِ اجل، داوطلبانه به گوشه‌نشینی و دوری از دنیا روی آور.

نکته ادبی: عزلت در اینجا به دو معناست: نخست عزلتِ اختیاری و عارفانه، و دوم عزلتِ اجباریِ ناشی از مرگ در گور که نوعی کنایه است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه و استعاره غالیه می ساخت گل از دود عود

شاعر دودِ عود را به غالیه تشبیه کرده که نشان‌دهنده لطافت و توانایی طبیعت در تبدیلِ ماده به زیبایی است.

ایهام و تناسب عزلت

عزلت در مصراع اول به معنایِ خلوت‌گزینیِ عارفانه و در مصراع دوم به معنایِ استعاریِ مرگ و تنهاییِ ابدی در گور به کار رفته است.