دیوان اشعار - مثنویات

امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۵۶ - قلب

امیرخسرو دهلوی
تا به سریر عرب آن جسم نشست رعب عرب بر همه عالم نشست
فتنهٔ چشم آمده زان سو مدام تیغ زبان خفته میان نیام

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با تکیه بر فضای حماسی و توصیف شکوه یک شخصیت عالی‌رتبه، به بررسی ابعاد وجودی او می‌پردازند. در وهله نخست، قدرت سیاسی و هیبت جهانی او را در سایه استقرار بر تخت پادشاهی به تصویر می‌کشند که موجب تسلط و هیمنه قوم او بر جهان شده است.

در کنار این شوکت ظاهری، به تعادل در رفتار و منش او نیز اشاره شده است؛ اینکه چگونه با وجود دارا بودن گیرایی و جاذبه در نگاه، از تندی زبان پرهیز می‌کند و همچون پهلوانی که شمشیرش در نیام است، با متانت و سکوت رفتار می‌کند.

معنای روان

تا به سریر عرب آن جسم نشست رعب عرب بر همه عالم نشست

به محض اینکه آن بزرگ‌مرد بر تخت پادشاهی اعراب تکیه زد، شکوه و هیبت اعراب در سراسر جهان طنین‌انداز شد و دیگران را به وحشت انداخت.

نکته ادبی: سریر به معنای تخت سلطنت است و نشستن در اینجا استعاره از به قدرت رسیدن و استقرار در مقام پادشاهی است.

فتنهٔ چشم آمده زان سو مدام تیغ زبان خفته میان نیام

ترس و هیمنه از قوم عرب در سرتاسر جهان گسترده شد و جای گرفت.

نکته ادبی: نشستن در اینجا به معنای فراگیر شدن و مستقر شدن ترس در دل جهانیان است.

آرایه‌های ادبی

کنایه نشستن رعب بر عالم

اشاره به فراگیر شدن هیبت و ترس از قدرتمندان در سطح جهانی.

استعاره فتنهٔ چشم

اشاره به زیبایی خیره‌کننده و تأثیرگذار که مانند فتنه یا آشوب، عقل و هوش را از سر می‌برد.

کنایه تیغ زبان خفته میان نیام

تمثیلی زیبا برای نشان دادن خویشتن‌داری و پرهیز از پرخاشگری در کلام.