دیوان اشعار - مثنویات

امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۴۸ - صبح

امیرخسرو دهلوی
چون دل شب حاملهٔ مهر گشت بر شب حامل مه کامل گذشت
حامل یک ماهه نه بل یکشبه تاجوری زاد در آن کوکبه

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با زبانی استعاری و فاخر، واقعه‌ای شگفت‌انگیز و تولدی فراتر از روال طبیعی را به تصویر می‌کشند. شاعر با بهره‌گیری از نمادهای آسمانی نظیر خورشید و ماه، ورود شخصیتی والا و نورانی را توصیف می‌کند که گویی جهان، بی‌درنگ و در کوتاه‌ترین زمان ممکن، او را در آغوش گرفته است.

این متن فضایی قدسی و حماسی دارد که در آن زمان و مکان، در خدمت شکوه این مولود فرخنده قرار گرفته‌اند و بر بی‌همتایی و کرامت این نوزاد که با آمدن خود، تاریکی شب را به روشنایی بدل کرده، تأکید ورزیده‌اند.

معنای روان

چون دل شب حاملهٔ مهر گشت بر شب حامل مه کامل گذشت

زمانی که وجودِ شب، آبستنِ نورِ خورشید (یا مهر و محبت) گردید.

نکته ادبی: دل شب استعاره از مرکزیت و عمق تاریکی است و حامله شدن شب، کنایه از انتظار برای پدیدار شدن نور.

حامل یک ماهه نه بل یکشبه تاجوری زاد در آن کوکبه

بر آن شبِ آبستن، ماهِ کاملی (نوزادِ درخشان) تابید و گذر کرد.

نکته ادبی: مه کامل استعاره از چهره درخشان نوزاد است که تاریکی شب را می‌شکافد.

آرایه‌های ادبی

استعاره حاملهٔ مهر گشت

تشبیه شب به مادر و نور به نوزاد برای بیان پدیدار شدن روشنایی.

کنایه تاجوری زاد

اشاره کنایی به تولد نوزادی با شکوه و مقام پادشاهی.

ایهام تناسب کوکبه

هم به معنای گروه ستارگان و هم اشاره به جلال و شکوه تولد دارد.