دیوان اشعار - مثنویات

امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۴۷ - تخیل

امیرخسرو دهلوی
جوهری شام به سودا گری کرده گهر پیش کش مشتری
چرخ یکی حلقهٔ انگشترین بر سر یک حلقه هزاران نگین
با همه چون سایه شده هم نشست یک تن و هر جا که بجوئیش هست
گرم شود بر همه بی هیچ کین پس ز حیا در رود اندر زمین

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با نگاهی شاعرانه به پدیده‌های آسمانی، طبیعت را به صورت یک کارگاه جواهرسازی به تصویر می‌کشند. شاعر با بهره‌گیری از استعاره‌های زیبا، آسمان شب را بازاری پر از جواهرات که همان ستارگان هستند، می‌بیند که در حال عرضه به مشتریان هستی است.

در ادامه، این تصویر به سوی خورشید معطوف می‌شود که با گرمای خود به همه بی‌دریغ می‌بخشد و در نهایت با رسیدن شب، همچون فردی باحیا و فروتن، در زمین فرو می‌رود تا جای خود را به شب بسپارد.

معنای روان

جوهری شام به سودا گری کرده گهر پیش کش مشتری

شب همچون جواهرسازی است که به کار تجارت مشغول شده و ستارگان (گوهرها) را برای عرضه به مشتریان هستی، پیشکش کرده است.

نکته ادبی: جوهری در اینجا استعاره از شب است که ستارگان را به مانند جواهر در معرض دید قرار می‌دهد و سوداگری به معنای داد و ستد و کسب است.

چرخ یکی حلقهٔ انگشترین بر سر یک حلقه هزاران نگین

آسمان (چرخ) به انگشتری می‌ماند که بر روی این حلقه، هزاران نگین که همان ستارگان هستند، جای گرفته است.

نکته ادبی: تشبیه آسمان به حلقه انگشتر، گویای وسعت و دایره‌وار بودن افلاک است و نگین استعاره از درخشش ستارگان است.

با همه چون سایه شده هم نشست یک تن و هر جا که بجوئیش هست

این پدیده آسمانی همچون سایه، هم‌نشین همگان است؛ با اینکه تنها یک وجود دارد، اما هر کجا که به دنبالش بگردی، حاضر است.

نکته ادبی: اشاره به حضور فراگیر و همیشگی نور آسمان (خورشید یا ماه) در زندگی بشر است که علی‌رغم وحدت، در همه جا قابل مشاهده است.

گرم شود بر همه بی هیچ کین پس ز حیا در رود اندر زمین

خورشید با گرمای خود بدون هیچ کینه‌ای به همگان می‌بخشد و سپس از روی حیا و فروتنی، در زمین پنهان می‌شود.

نکته ادبی: حیا در اینجا آرایه تشخیص است که به خورشید نسبت داده شده تا غروب را به عملی از روی شرم و فروتنی تعبیر کند.

آرایه‌های ادبی

استعاره جوهری شام

تشبیه شب به جواهرسازی که ستارگان را مانند گوهرهایی برای عرضه به مشتریانِ آسمان، مهیا کرده است.

تشبیه چرخ یکی حلقهٔ انگشترین

مانند دانستن آسمان به حلقه انگشتر برای ترسیم تصویرِ بصریِ دایره‌وار بودن آن.

تشخیص ز حیا در رود اندر زمین

نسبت دادن صفتِ انسانیِ حیا به خورشید برای توصیف شاعرانه غروب.