دیوان اشعار - مثنویات

امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۳۶ - صفت حوض

امیرخسرو دهلوی
در کمر سنگ میان دو کوه آب گهر صفوة و دریا شکوه
ساخته سلطان سکندر صفات در سد کوه ، آیینه ز آب حیات
شهر گر از وی نبود آب کش کس نخورد، در همه شهر ، آب خوش
در نخورد آب وی اندر زمین کی به زمین در خورد آبی چنین
نیم فلک هست به زیر زمین چون تهش نیست زمین آن ببین
حوض نه گویم که حبابی ز نور نور ، کزو دیدهٔ بد باد دور !

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به توصیف شکوه و عظمت سازه‌ای آبی، احتمالاً حوض یا آب‌انباری می‌پردازند که توسط پادشاهی با کفایت و قدرتمند (با ویژگی‌های اسکندر) در دل کوهستان ساخته شده است. شاعر با زبانی فاخر و سرشار از تحسین، این سازه را نه یک اثر معمولی، بلکه جلوه‌ای از حیات و روشنایی می‌داند که چنان پاک و زلال است که با آب‌های معمولی زمینی قابل قیاس نیست.

فضای حاکم بر این اشعار، فضایی از شگفتی، تعظیم در برابر مهارت معماری و ستایشِ پاکی و تقدس آب است. شاعر از طریق مبالغه‌های هنری، عمق و زیبایی این آب را به آسمان و نور تشبیه می‌کند تا مخاطب را به درک مقام والای این سازه و اهمیت آن برای حیات شهر رهنمون سازد.

معنای روان

در کمر سنگ میان دو کوه آب گهر صفوة و دریا شکوه

این آب زلال و گران‌بها، همچون مرواریدی پاکیزه در میان صخره‌های دو کوه محصور شده و شکوه و عظمتی همانند دریا دارد.

نکته ادبی: صفوة به معنای برگزیده و خالص‌ترین بخش هر چیز است. واژه کمر در اینجا به معنای میانه یا دامنه کوه به کار رفته است.

ساخته سلطان سکندر صفات در سد کوه ، آیینه ز آب حیات

این بنا را پادشاهی با ویژگی‌های بلندمرتبه، همانند اسکندر، در میان سد کوه ساخته و آبی که در آن است، همچون آب حیات، آیینه تمام‌نمای عالم است.

نکته ادبی: سکندر صفات به معنای کسی است که ویژگی‌های پادشاهیِ صاحب‌قدرت و سازنده (مانند اسکندر ذوالقرنین در ادبیات کهن) را دارد.

شهر گر از وی نبود آب کش کس نخورد، در همه شهر ، آب خوش

اگر شهر آب خود را از این منبع تأمین نمی‌کرد، هیچ‌کس در آن شهر آب گوارا و نوشیدنی مطلوبی برای خوردن نمی‌یافت.

نکته ادبی: آب کش در اینجا به معنای مجرای آب یا وسیله انتقال آب است.

در نخورد آب وی اندر زمین کی به زمین در خورد آبی چنین

این آب چنان پاک است که با آب‌های ناپاک زمینی آمیخته نمی‌شود؛ اصلاً چطور ممکن است در زمین، آبی به این کیفیت و شکوه وجود داشته باشد؟

نکته ادبی: در نخوردن به معنای تناسب نداشتن یا آمیخته نشدن است.

نیم فلک هست به زیر زمین چون تهش نیست زمین آن ببین

آن‌قدر این حوض عمیق و زلال است که گویی نیمی از آسمان در زیر زمین قرار گرفته است؛ گویی هیچ انتهایی برای آن متصور نیست.

نکته ادبی: اشاره به عمق زیاد آب که بازتاب آسمان در آن دیده می‌شود و گویی آسمان در زمین منعکس شده است.

حوض نه گویم که حبابی ز نور نور ، کزو دیدهٔ بد باد دور !

من این را حوض نمی‌نامم، بلکه حبابی از نور است؛ نوری که خداوند آن را از گزند چشم بد دور نگاه دارد.

نکته ادبی: دیده بد باد دور دعایی است برای حفظ زیبایی و کمال اثر از چشم‌زخم.

آرایه‌های ادبی

تشبیه آیینه ز آب حیات

آب به آیینه و همچنین به آب حیات (آب زندگانی) تشبیه شده است که نشان‌دهنده نهایت پاکی و ارزش آن است.

مبالغه نیم فلک هست به زیر زمین

شاعر با اغراق در عمق و زلالی آب، مدعی است که نیمی از آسمان در آن دیده می‌شود.

تلمیح سکندر

اشاره به اسکندر مقدونی که در ادبیات فارسی به عنوان پادشاهی سازنده و کاشف آب حیات شناخته می‌شود.

استعاره حبابی ز نور

حوض به حبابی از نور تشبیه شده که بیانگر شفافیت و درخشش فوق‌العاده آن است.