دیوان اشعار - مثنویات

امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۴ - مناجات

امیرخسرو دهلوی
من که به حکم تو درین کارگاه از عدم این سو ، زده ام بارگاه
به که چو آوردی و بازم بری هم به سوی خویش فرازم بری
سر مرا چون همه داننده ای باز رهانم که رهاننده ای
گر چه تن من ز پی سوز راست رحمت تو از پی این روز راست
از عمل خود چو نشینم خجل ذیل کرم پوش برین تنگ دل

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر گفت‌وگوی عارفانه و فروتنانه میان انسان و آفریدگار است؛ انسانی که هستی خود را نه تصادفی، بلکه به فرمان خداوند می‌داند و با نگاهی امیدوارانه به پایان عمر، از خالق خود طلب رهایی و بخشش می‌کند. فضا، سرشار از تسلیم در برابر حکمت الهی و اقرار به عجزِ بشری است.

مضمون اصلی، تکیه بر رحمت بی‌پایان الهی برای پوشاندن لغزش‌های انسانی و طلبِ بازگشت به اصلِ خویشتن است. شاعر با تبیینِ ماهیتِ جهان به عنوان کارگاهی برای آزمایش، امید دارد که خداوند که عالم به اسرار درونی اوست، در نهایت او را از بندِ رنج‌ها برهاند.

معنای روان

من که به حکم تو درین کارگاه از عدم این سو ، زده ام بارگاه

من که به فرمان تو پا به این جهان هستی گذاشتم و از عالم نیستی به این‌جا آمدم و اقامت گزیدم.

نکته ادبی: کارگاه استعاره از جهان هستی و عدم اشاره به عالم پیش از آفرینش است.

به که چو آوردی و بازم بری هم به سوی خویش فرازم بری

شایسته است که چون مرا از نیستی به هستی آوردی، در هنگام بازگرداندن نیز مرا به سوی خودت فرا بخوانی.

نکته ادبی: فرازم در اینجا به معنای فراخواندن یا به سوی خود کشیدن است.

سر مرا چون همه داننده ای باز رهانم که رهاننده ای

چون تو به تمام اسرار و نهان من آگاهی، مرا از بند دنیا رهایی ببخش، چرا که تنها تو رهایی‌بخش حقیقی هستی.

نکته ادبی: سر به معنی راز و ضمیر پنهان است که در اینجا نشان از آگاهی کامل خداوند بر بندگان دارد.

گر چه تن من ز پی سوز راست رحمت تو از پی این روز راست

اگرچه تن و جسم من برای تحمل سختی و رنج آفریده شده است، اما بخشش و رحمت تو برای یاری‌رسانی در همین روزهاست.

نکته ادبی: سوز کنایه از رنج‌ها و آزمون‌های دنیوی است.

از عمل خود چو نشینم خجل ذیل کرم پوش برین تنگ دل

زمانی که از کرده‌های خویش در پیشگاه تو شرمسارم، از تو می‌خواهم که دامان کرم و بخششت را بر این جانِ دردمند و تنگنا‌گرفته بگستری.

نکته ادبی: ذیل به معنای دامن است و پوشاندن استعاره از پنهان کردن گناهان بنده با رحمت الهی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره کارگاه

جهان هستی به کارگاهی تشبیه شده است که در آن هر موجودی به حکم الهی مشغول به کاری یا در حالِ گذراندنِ دوره‌ای است.

کنایه ذیل کرم پوش

کنایه از پوشاندن گناهان و خطاهای بنده توسط خداوند به وسیله رحمت و بخشش خویش.

تضاد عدم و هستی (مفهومی)

تقابلِ میان فضای عدم (پیش از آفرینش) و فضای کارگاه (جهان کنونی) که در کل ابیات جریان دارد.