دیوان اشعار - مثنویات

امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۳ - (در پی این فهرست منظوم ابیات گزیده‌ای را از حمد، مناجات، نعت و معراج می‌آریم که محسنات معنوی عمده دارد) حمد:

امیرخسرو دهلوی
حمد خداوند سرایم نخست تا شود این نامه به نامش درست
واجب اول به وجود قدم نی به وجودیکه بود از عدم
نور فزای بصر دوربین دیده گشای دل عبرت گزین
رخش علل دررهش افگنده سم علت ومعلول درو ، هر دو گم
کس نبرد راه به تحقیق او وربرد الا که به توفیق او
هستی ما نزد خرد اندکی ست وان همه با نیستی ما یکی ست
بود در اول کس از وپیش نی ماند در آخر ، کس از و بیش نی
کرد خرد وحدت او را سجود ثانی او ممتنع اندر وجود
شرک نه در مملکتش دست سای خود نتوان بود به شرکت خدای
پاک از آلودگی آب وخاک پاک تر از هر چه بگویند پاک
دیدن او هست ز مردم دروغ تا هم ازو دیده نیابد فروغ
دور زمین را به زمان باز بست دام و در از وی با مان باز رست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات آغازین که در ستایش خداوند سروده شده، فضایی کاملاً توحیدی و فلسفی دارند. شاعر در این سروده‌ها تلاش می‌کند تا ذات بی‌همتای پروردگار را فراتر از فهم عادی بشر و عاری از هرگونه نقص به تصویر بکشد. این کلام، مقدمه‌ای است برای ورود به مباحث اصلی اثر که با تکیه بر معرفت و شناخت خالق تنظیم شده است.

درونمایه اصلی این ابیات، بیان ناتوانی عقل در درک ذات باری‌تعالی، تأکید بر وحدانیت مطلق او، و پیوند میان عالم هستی و خالق آن است. شاعر با رویکردی عمیقاً عرفانی و فلسفی، جهان و تمام پدیده‌ها را در برابر عظمت و ازلیت خداوند، ناچیز و وابسته به مشیت او می‌داند و حقیقت هستی را تنها در دستان او می‌بیند.

معنای روان

حمد خداوند سرایم نخست تا شود این نامه به نامش درست

کارم را با حمد و ستایش خداوند آغاز می‌کنم تا این نوشته و سروده، با نام او رسمیت و درستی یابد.

نکته ادبی: نامه در اینجا به معنای کتاب یا نوشته است و سرآغاز کردن با نام خدا، سنتی دیرینه در ادبیات فارسی است.

واجب اول به وجود قدم نی به وجودیکه بود از عدم

خداوند موجودی است که از ازل بوده و هستی‌اش ذاتی است، نه مانند پدیده‌هایی که روزگاری نبوده‌اند و سپس به وجود آمده‌اند.

نکته ادبی: قدم در اینجا به معنای ازلی بودن است و در مقابل عدم (نیستی) قرار گرفته که اشاره به حادث بودن پدیده‌های خلقت دارد.

نور فزای بصر دوربین دیده گشای دل عبرت گزین

اوست که به چشمان بینا، نورِ دیدن می‌بخشد و به دل‌های عبرت‌بین، قدرتِ درک و بینش عطا می‌کند.

نکته ادبی: بصر دوربین به معنای چشمی است که حقایق را می‌بیند و دیده گشای دل اشاره به بصیرت قلبی دارد.

رخش علل دررهش افگنده سم علت ومعلول درو ، هر دو گم

حتی مفهوم علت و معلول که ابزاری برای شناخت جهان است، در برابر عظمت او گم می‌شود و جایگاهی ندارد.

نکته ادبی: رخش علل (علت‌ها) در برابر عظمت خدا کوچک شمرده شده و کنایه از این است که خدا مسبب‌الاسباب است و خود فراتر از این نظام است.

کس نبرد راه به تحقیق او وربرد الا که به توفیق او

هیچ‌کس نمی‌تواند با تکیه بر عقل خود به حقیقت ذات او دست یابد، مگر اینکه خداوند خود راه را به او نشان دهد و توفیق دهد.

نکته ادبی: تحقیق در اینجا به معنای رسیدن به حقیقت و کنه ذات است.

هستی ما نزد خرد اندکی ست وان همه با نیستی ما یکی ست

هستی ما در برابر عظمت خداوند بسیار ناچیز است، به قدری که می‌توان گفت در مقایسه با او، بودن ما با نبودنمان تفاوتی ندارد.

نکته ادبی: اندکی ست به معنای ناچیز بودن است و نوعی استعاره برای نفی وجود مستقل ماسوی‌الله است.

بود در اول کس از وپیش نی ماند در آخر ، کس از و بیش نی

خداوند در آغاز همه چیز بوده و هیچ‌کس پیش از او نبوده است و در پایان نیز همان‌گونه باقی می‌ماند و کسی برتر و فراتر از او نیست.

نکته ادبی: اشاره به صفات اول و آخر خداوند (هو الاول و الاخر) دارد.

کرد خرد وحدت او را سجود ثانی او ممتنع اندر وجود

عقل، یگانگی او را پذیرفته و در برابر آن تسلیم است، چرا که وجود خدایی دیگر در کنار او غیرممکن است.

نکته ادبی: ممتنع در منطق به معنای غیرممکن و محال است.

شرک نه در مملکتش دست سای خود نتوان بود به شرکت خدای

در قلمرو پادشاهی او هیچ شریکی راه ندارد، اساساً امکان ندارد که خدایی در کنار خدای دیگر وجود داشته باشد.

نکته ادبی: مملکت کنایه از جهان هستی است که تحت حاکمیت مطلق اوست.

پاک از آلودگی آب وخاک پاک تر از هر چه بگویند پاک

او از آلودگی‌های مادی مانند خاک و آب مبراست و از هر پاکی و تقدسی که انسان‌ها بتوانند تصور کنند یا توصیف کنند، پاک‌تر است.

نکته ادبی: آب و خاک نماد عناصر دنیای مادی هستند.

دیدن او هست ز مردم دروغ تا هم ازو دیده نیابد فروغ

دیدن خداوند با چشمان ظاهری انسان ادعایی دروغین است، مگر اینکه خداوند خود نوری از معرفت در دیده انسان بتاباند.

نکته ادبی: فروغ در اینجا به معنای نور معرفت و بینش است.

دور زمین را به زمان باز بست دام و در از وی با مان باز رست

او زمین و زمان را با پیوندی استوار به هم بسته و آفریده است و دام‌های دنیا و درهای آن، تنها با اراده و اجازه او برای ما گشوده یا بسته می‌شود.

نکته ادبی: دام و در استعاره از پیچیدگی‌ها و موانع دنیوی است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) اول و آخر / هستی و نیستی

شاعر برای تبیین کامل عظمت خداوند، از مفاهیم متضاد استفاده کرده است تا احاطه پروردگار بر تمام ابعاد هستی را نشان دهد.

تناقض‌نمایی (پارادوکس) وان همه با نیستی ما یکی ست

بیان اینکه وجود مخلوقات در برابر خالق به اندازه نیستی است، آرایه‌ای است که کوچکی هستی انسان در برابر عظمت مطلق را نشان می‌دهد.

استعاره دام و در

استعاره از سختی‌ها، پیچیدگی‌ها و حدود و ثغور زندگی دنیوی که تحت اراده الهی قرار دارد.