دیوان اشعار - مثنویات

امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۷ - (امیر خسرو ، درطی زندگی دور و دراز خویش باین توبه که در نزدیکی چهل سالگی کرده پابند نمی‌ماند، چنانکه دربیان سرگذشت او خواندیم ) با این هم، امیر خسرو آرزوی واثق داشته تا در قران السعدین تازگی‌های ادبی بیارد:

امیرخسرو دهلوی
چند گهم بود به دل این خیال تازه کنم هر صفتی را جمال
بود در اندیشه من چند گاه کز دل دانندهٔ حکمت پناه
چند صفت گویم و آبش دهم مجمع اوصاف خطابش دهم
طرز سخن را روش نو دهم سکهٔ این ملک به خسرو دهم
نو کنم اندازهٔ رسم کهن پس روی پیش روان کهن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

شاعر در این ابیات، بیانگرِ یک آرزوی دیرینه و دغدغه‌ای عمیق برای تحول در فضای ادبی است. او با الهام از حکمت و خرد، در پی آن است که با بهره‌گیری از سنت‌های کهن، شیوه‌ای نوین و تازه در سخن‌پردازی ابداع کند و به اوصاف، جلوه‌ای نو ببخشد.

در این مسیر، شاعر با تواضعی ادیبانه، سهم و جایگاهِ استادانِ پیشین و بزرگانی چون «خسرو» (نظامی گنجوی) را در این قلمروِ هنری به رسمیت می‌شناسد و هدفِ نهاییِ خود را بازآفرینیِ این سنت‌های درخشان و عرضه‌ی آن به پیشگاهِ ارواحِ والای آنان می‌داند.

معنای روان

چند گهم بود به دل این خیال تازه کنم هر صفتی را جمال

مدتی بود که این اندیشه در ذهن من جوانه زده بود که باید زیبایی و طراوتِ تازه‌ای به اوصاف و کمالات ببخشم.

نکته ادبی: عبارت «چند گه» اشاره به گذر زمان و «جمال بخشیدن» به معنای آراستن و پیرایشِ معانی است.

بود در اندیشه من چند گاه کز دل دانندهٔ حکمت پناه

مدتی طولانی در این اندیشه بودم که چگونه می‌توان از دلی که سرشار از دانش است و به حکمت پناه آورده، سخنی شایسته بر زبان آورد.

نکته ادبی: «حکمت‌پناه» لقبی است که به فردی با خرد و درایتِ والا اطلاق می‌شود و ترکیبی وصفی است.

چند صفت گویم و آبش دهم مجمع اوصاف خطابش دهم

قصد دارم اوصافی را برشمُرم و با بیانی شیوا آن‌ها را صیقل دهم و این اثر را «مجمع‌الاوصاف» (مجموعه ویژگی‌ها) بنامم.

نکته ادبی: «آب دادن» در ادب کهن، کنایه از جلا دادن، صیقل زدن و افزودنِ فصاحت و بلاغت به کلام است.

طرز سخن را روش نو دهم سکهٔ این ملک به خسرو دهم

می‌خواهم شیوه‌ای نوین در سخنوری ابداع کنم و بزرگی و سروریِ این سرزمینِ ادبی را به نام «خسرو» (اشاره به نظامی گنجوی) ثبت کنم.

نکته ادبی: «سکه زدن» استعاره از به نامِ خود ثبت کردن، مالکیت و اعتبار بخشیدن به یک جریانِ فکری و هنری است.

نو کنم اندازهٔ رسم کهن پس روی پیش روان کهن

می‌خواهم معیارها و آدابِ کهنِ سخن‌سرایی را نوسازی کنم و پس از آن، این اثر را به محضرِ ارواحِ بلندِ استادانِ پیشین عرضه کنم.

نکته ادبی: «روان» در اینجا به معنای ارواح و جان‌های پاک گذشتگان و استادانِ فقید است.

آرایه‌های ادبی

کنایه آب دادن

به معنای صیقل دادن، جلا بخشیدن و شیوا و رسا کردنِ کلام است.

استعاره و کنایه سکهٔ این ملک به خسرو دهم

اشاره به ضرب سکه و به نام زدنِ سلطنت؛ کنایه از به رسمیت شناختنِ اعتبار و استادیِ پیشینیان در این سبک ادبی.

تلمیح خسرو

اشاره به نظامی گنجوی که به خاطر منظومه‌های خسرو و شیرین و صاحبِ سبک بودن، در ادبیات فارسی ملقب به خسرو سخن است.