دیوان اشعار - خسرو و شیرین

امیرخسرو دهلوی

بخش ۲ - در توحید

امیرخسرو دهلوی
به نام آنکه جان را زندگی داد طبیعت را به جان پایندگی داد
خداوندیکه حکمت بخش خاکست کمینه بخشش او جان پاکست
دو کون از صنع او یک گل به باغی ز ملکش نه فلک یک شب چراغی
رموز آموز عقل نکته پیوند شناسائی ده جان خردمند
بصارت بخش چشم پیش بینان تمنای درون شب نشینان
جواهر بند ناهید از ثریا چراغ افروز در قعر دریا

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات که دیباچه و سرآغاز اثری بزرگ است، با رویکردی عارفانه و ستایش‌گرانه به توصیف قدرت و حکمت بی‌کران خداوند در خلقت می‌پردازد.

شاعر با ترسیم مرز میان عظمتِ خالق و ناچیزیِ مخلوقات، به این حقیقت اشاره دارد که تمامِ عالمِ هستی و کهکشان‌ها در برابر قدرت مطلق پروردگار، ذره‌ای بیش نیستند.

معنای روان

به نام آنکه جان را زندگی داد طبیعت را به جان پایندگی داد

آغاز می‌کنم به نام خدایی که به جان آدمی حیات بخشید و با دمیدنِ جان، به پیکره طبیعت و دنیای مادی نیز دوام و پایداری عنایت کرد.

نکته ادبی: پایندگی به معنای دوام و استمرار است و در اینجا به معنای انتظامِ بخشیدن به عالم است.

خداوندیکه حکمت بخش خاکست کمینه بخشش او جان پاکست

پروردگاری که به خاکِ بی ارزش، حکمت و شعور ارزانی داشت و با ارزش‌ترین هدیه او یعنی جانِ پاک، در برابر بخشش‌های بی‌کرانش، کوچک‌ترینِ عطایاست.

نکته ادبی: خاک کنایه از انسان است که از خاک آفریده شده است.

دو کون از صنع او یک گل به باغی ز ملکش نه فلک یک شب چراغی

دو جهان (دنیا و آخرت) در برابر قدرتِ آفرینشِ او همچون گلی در یک باغ بزرگ است و نُه آسمان در برابر عظمتِ ملک او، مانند چراغی است که تنها برای یک شب روشن باشد.

نکته ادبی: نه فلک اشاره به هیئت بطلمیوسی و کرات نه‌گانه است.

رموز آموز عقل نکته پیوند شناسائی ده جان خردمند

اوست که رمز و رازهای هستی را به عقلِ نکته‌سنج می‌آموزد و به جانِ خردمندان، معرفت و شناختِ خود را عطا می‌کند.

نکته ادبی: نکته‌پیوند صفتی است برای عقل به معنای آن که ظرایف و دقایق را درک کرده و به هم پیوند می‌دهد.

بصارت بخش چشم پیش بینان تمنای درون شب نشینان

خداوند به چشمِ حقیقت‌بینان، بصیرت و بینش می‌بخشد و نیاز و تمنای درونیِ عارفانی را که شب‌هنگام به عبادت می‌پردازند، برآورده می‌سازد.

نکته ادبی: بصارت به معنای بیناییِ دل و بصیرت است که از جنسِ چشمِ ظاهر نیست.

جواهر بند ناهید از ثریا چراغ افروز در قعر دریا

اوست که ستاره ناهید را همچون مرواریدی در میان خوشه‌های ثریا به بند کشیده و در ژرفای تاریکِ دریاها، نور و روشنایی افروخته است.

نکته ادبی: ناهید و ثریا نمادهای زیبایی و آرایش آسمانی هستند.

آرایه‌های ادبی

تشبیه دو کون از صنع او یک گل به باغی

تشبیه دو عالم به یک گل کوچک در باغی بزرگ برای نشان دادن ناچیزی جهان در برابر عظمت الهی.

کنایه خاک

کنایه از انسان که از خاک آفریده شده است.

تناسب (مراعات نظیر) ناهید، ثریا، نه فلک

گردهم آوردن اصطلاحات نجومی که فضای حماسی و کیهانی شعر را تقویت کرده است.