دیوان اشعار - غزلیات

امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۷۶۳

امیرخسرو دهلوی
در اوصاف خود عقل را ره مده بهشت برین را به ابله مده
جهان مست و دیوانه کردی به زلف نسیمی به باد سحرگه مده
غم عاشقان بشنو، اما به ناز جواب سخن گه ده و گه مده
چگویم به تو راز پنهان خویش خودش بشنو و سوی خود ره مده
گر انصاف، جوید دل ظالمم مده هیچش انصاف، والله مده
زنخ می نمایی و خون می خورم چنین شربتم زانچنان چه مده
رقیب ار کشد خسرو خسته را زبان را در آن رخصت «نه » مده