دیوان اشعار - غزلیات

امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۶۹۷

امیرخسرو دهلوی
کارم از دست برفته ست ز نادیدن تو زین پس، ای دیده، کجا ما و کجا دیدن تو
آن کجا وقت که در کوچه ما به جولان رفتن دل بدزدیدن و دزدیده به ما دیدن تو
آن به خونریز خود از چشم رضا دیدن من و آن بر احوال من از چشم جفا دیدن تو
حال زار گذر من شب تیره دانی که چه فرق است ز نادیدن تا دیدن تو
خواست خسرو که نبیند غمی، اما چه کند دیدنی بود، نگارا، غم نادیدن تو