دیوان اشعار - غزلیات

امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۴۷۵

امیرخسرو دهلوی
دل به زلفت سپردم و رفتم در به زنجیر کردم و رفتم
در شب وصل ماندنم بیمار روز هجران شمردم و رفتم
پیچشی داشتم ز هر مویش همه از دل ببردم و رفتم
چون غمت جمله قسمت من شد غم تو جمله خوردم و رفتم
چند گویی که «رو، بمیر از غم » تو همان دان که مردم و رفتم
گر ترا بود زحمتی از من زحمت خویش بردم و رفتم
جان خسرو که کس قبول نکرد هم به خدمت سپردم و رفتم