دیوان اشعار - غزلیات

امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۲۷۷

امیرخسرو دهلوی
به رخ خاک درت رفتیم و رفتیم دعای دولتت گفتیم و رفتیم
ز روی خویش کردی دور ما را چو گیسویت برآشفتیم و رفتیم
جفاهای ترا با کس نگفتیم درون سینه بنهفتیم و رفتیم
چو غنچه بس که پر خون شد دل ما چو گل ناگاه بشکفتیم و رفتیم
به خود بیرون نمی رفتم از این در ولی خود را به در رفتیم و رفتیم
به عهدت خواب خوش هرگز نکردیم کنون آسوده دل خفتیم و رفتیم
ندارد قوت رفتار خسرو میان سیل خون افتیم و رفتیم