دیوان اشعار - غزلیات

امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۱۴۰

امیرخسرو دهلوی
دل ببردی به جنگجویی و بس خو گرفتی به تندخویی و بس
بس کن این، چند ازین جفا کردن یا به عالم تو خوب رویی و بس؟
مردم از غم، وصیتم این است که ز دل خون من بجویی و بس
هجر تو نیک می کشم، دریاب اندرین فن تو یار اویی و بس
پیش تو حال بی کسی مرا کس نگوید مگر تو گویی و بس