دیوان اشعار - غزلیات

امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۰۲۳

امیرخسرو دهلوی
رسید موسم عید و صلای می درداد پیاله بر کف خوبان ماه پیکر دارد
میی که ساقی رعنا ز خون مستان خورد چه خوابها که بدان غمزه های کافر داد
مگر بر آب خود آیم ز خشکی روزه دو سه پیاله بباید مرا سراسر داد
بسان نیمه بیضه ز جام نقره تمام که نقل مجلس مستان بط و کبوتر داد
خضر بریخت به ساغر ز می که آب حیات پس آن گهی به کف ثانی سکندر داد
بر آستانش، خسرو، نثار موسم عید به وزن شعر همه برکشیده گوهر داد