دیوان اشعار - غزلیات

امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۹۷۶

امیرخسرو دهلوی
وقت آن شد که گل شکفته شود چشم نرگس ز می غنوده بود
خواهد ابر دونده را گیرد سرو از بس که در هوا بدود
معتدل شد هوا چنان که ز چرخ بر چمن باد گرم هم نرود
آتش لاله را همی بیند زاغ چون هندوان نمی گرود
می زند مرغ نغمه ای که چنان هر زمانی ز دست می بشود
باد گوش بنفشه می پیچد که ز بلبل سخن نمی شنود
ساقیا، گر ترا چنین وقتی گذری بر من اوفتد، چه شود