دیوان اشعار - غزلیات

امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۸۱۲

امیرخسرو دهلوی
گل به تماشای چمن می رود باد به گلگشت سمن می رود
آینه گشته ست ز عکس سمن آب که در زیر سمن می رود
دوش شنیدم که به هر مجلسی از دهن غنچه سخن می رود
وقت بهار آمد و ایام گل آه که یار از بر من می رود
راحت روح است رخش، چون کنم روح دل و راحت تن می رود
عهد شکسته ست و به هنگام صبر آن صنم عهد شکن می رود
خسرو دلسوخته را در غمش عمر در اندوه و حزن می رود