دیوان اشعار - غزلیات

امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۶۷۶

امیرخسرو دهلوی
من نمی خواهم که چشمم غیر آن رو بنگرد چشم بد حیف است کاندر روی نیکو بنگرد
حاجت تیر و کمان نبود، فتد مرغ از هوا یا شب اندر روزن آید ماه و آن رو بنگرد
باد در چشمش ز تیر غمزه میل آتشین هر که در رویت به نقصان یک سر مو بنگرد
حرز بازو کرد خسرو نام میمون ترا شوق چون غالب شود در حرز بازو بنگرد