دیوان اشعار - غزلیات

امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۴۰۹

امیرخسرو دهلوی
ای دستت از نگار سفید و سیاه و سرخ وی چشمت از خمار سفید و سیاه و سرخ
از برگ و از سپاری و از رنگ چونه شد دندان آن نگار سفید و سیاه و سرخ
رفتی و در فراق تو چشمم ز گریه گشت چون ابر نوبهار سفید و سیاه و سرخ
سازم نثار آن رخ زیبا، گرم بود در کیسه صد هزار سفید و سیاه و سرخ
خسرو ردیف این غزل از بهر امتحان آورده در قطار سفید و سیاه و سرخ