دیوان اشعار - غزلیات

امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۲۶۴

امیرخسرو دهلوی
ای نسیم صبحدم، یارم کجاست غم ز حد بگذشت، غمخوارم کجاست
خواب در چشمم نمی آید به شب آن چراغ چشم بیدارم کجاست
دوست گفت آشفته گرد و زار باش دوستان، آشفته و زارم، کجاست
نیستم آسوده و کارش دمی یار، آن آسوده از کارم، کجاست
تا به گوش او رسانم حال خویش ناله های خسرو زارم کجاست