دیوان اشعار - غزلیات

امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۰۰

امیرخسرو دهلوی
بهار آمد و سبزه نو شد به جوها عروسان بستان گشادند روها
گل کوزه بر شاخ می گوید اینک که کوزه ز ما و ز مستان سبوها
چو گشت آبها شیشه گر گفت بلبل قواریر من فضت قدروها
نگوید ز آزادگی هیچ سوسن چو بلبل ز مستی کند گفت و گوها
ازین پس پیاله به کف خوبرویان خرامنده بینی به لبهای جوها
به هر شاخ غنچه دهن باز کرده ز خوبان فرو می خورد آرزوها
معطر ازان می کند گل چمن را کش از نظم خسرو ذخیره ست بوها