دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۶۲۸

امیرخسرو دهلوی
چون کنی وعده باز گویی کی ؟ من به صد جان غلام آن کی تو

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این بیت تصویرگر رابطه‌ای عاشقانه و پرشور است که در آن عاشق، هر سخن و حتی وعده‌های مبهم و توأم با تأخیر معشوق را با آغوش باز می‌پذیرد. در نگاه عاشق، سخن معشوق از چنان قدسیتی برخوردار است که حتی پرسشِ «کی؟» که نشان از وعده‌های بی‌پایان و نقدنشدنی دارد، برای او شیرین و دوست‌داشتنی است.

شاعر در اینجا با بیانی رندانه و عاشقانه، خود را در مقامِ بندگی و تسلیم محض در برابر معشوق قرار می‌دهد. او نشان می‌دهد که چگونه در منطق عشق، رنجِ انتظار و حتی وعده‌هایی که به زمان نامعلومی حواله شده‌اند، برای عاشق عزیزتر از وصال است؛ چرا که این کلمات، نشانی از توجه معشوق به اوست.

معنای روان

چون کنی وعده باز گویی کی ؟ من به صد جان غلام آن کی تو

هرگاه وعده‌ای به من می‌دهی، از سرِ طفره رفتن می‌پرسی «چه زمانی؟»؛ اما من با تمام وجود و با صد جان، فدای همین کلمه «کی» (زمان) هستم که از زبان تو جاری شده است.

نکته ادبی: واژه «کی» در مصراع اول به معنای «چه زمانی» برای پرسش است، اما در مصراع دوم به عنوان یک اسم (واژه) به کار رفته که بیانگر ایهامی هنرمندانه است.

آرایه‌های ادبی

ایهام و جناس کی

استفاده از واژه «کی» در دو معنای متفاوت؛ یک بار به عنوان ادات پرسش (چه وقت) و بار دیگر به عنوان اسمِ آن کلمه.

اغراق صد جان

اشاره به فدا کردن تمام هستی و وجود در راه معشوق؛ در اینجا «صد جان» نمادی از نهایتِ ایثار است.

کنایه غلام آن کی تو بودن

کنایه از شیفتگی، وفاداری و تسلیم محض عاشق در برابر تمام رفتارهای معشوق، حتی رفتارهای حاکی از بی‌اعتنایی او.