دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۶۱۹

امیرخسرو دهلوی
تو می روی و به نظارهٔ تو چشم جهانی بگو که آگهی از عاشقان دلشده یا نی
غلام پنجهٔ مرغول هندوانهٔ اویم که هست هر خم مویی از و شکنجهٔ جانی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با بهره‌گیری از فضای سبک هندی، تصویری شورانگیز از تقابل میان زیباییِ خیره‌کننده و بی‌اعتنای معشوق و حیرت و بیقراری عاشق به دست می‌دهد. فضا، فضای ستایشِ زیبایی‌هایِ ظاهری است که به شکنجه‌ای شیرین برای عاشق بدل شده است.

مضمون اصلی، بی‌خبریِ معشوق از دردِ دلِ شیفتگان است؛ گویی زیبایی او چنان جهانی را به خود مشغول کرده که دیگر مجالی برای توجه به ناله‌های تک‌تک عاشقان باقی نمی‌ماند.

معنای روان

تو می روی و به نظارهٔ تو چشم جهانی بگو که آگهی از عاشقان دلشده یا نی

هنگامی که تو قدم می‌زنی، چشم تمام مردم جهان به تماشای تو دوخته شده است. بگو ببینم آیا از حال و روز عاشقان شیدا و دلداده‌ات خبر داری یا خیر؟

نکته ادبی: نظاره به معنای نگریستن و تماشا است و دلشده صفت فاعلی به معنای عاشق و کسی که دل به چیزی باخته.

غلام پنجهٔ مرغول هندوانهٔ اویم که هست هر خم مویی از و شکنجهٔ جانی

من بنده و خاک‌سارِ گیسوان تاب‌دار و سیاه تو هستم؛ گیسوانی که هر حلقه و پیچشِ آن، برای جان و روح من چون ابزاری برای شکنجه و به بند کشیدن است.

نکته ادبی: مرغول به معنای گره‌خورده و مجعد است و هندوانه در اینجا احتمالا استعاره از رنگ سیاه و پرکلاغی مویِ منسوب به هند است.

آرایه‌های ادبی

اغراق (مبالغه) چشم جهانی

شاعر با بیانی اغراق‌آمیز تمام مردم دنیا را تماشاگر زیبایی معشوق می‌داند.

استعاره خم مو / شکنجه

خم‌های مو به شکنجه تشبیه شده است که نشان‌دهنده رنجی است که عاشق از زیبایی‌های معشوق می‌کشد.