دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۶۱۲

امیرخسرو دهلوی
ز جان سیرآمد ستم من و گرنه مرا با آن لب و دندان چه بازی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این بیت بیانگر حالِ آشفته و دل‌خسته کسی است که از بارِ سنگینِ رنج و اندوه، به ستوه آمده و از زندگی بیزار شده است. شاعر با لحنی که آمیخته به ناامیدی و در عین حال اشتیاق است، ابراز می‌دارد که اگر این همه درد و بلا بر سر او آوار نمی‌شد، هرگز تن به این بازی خطرناک و پرمخاطره عشق نمی‌سپرد و در پی آن زیبایی‌های ظاهری نمی‌رفت.

در واقع، پیوند میان ستمِ روزگار و گرایش به معشوق، نوعی پناه بردن از درد به زیبایی است؛ گویی در نگاه شاعر، شورِ عشق، پاسخی به پوچیِ ناشی از دردِ مداوم است.

معنای روان

ز جان سیرآمد ستم من و گرنه مرا با آن لب و دندان چه بازی

از آنجایی که من از شدت ستم و رنجی که بر من رفته، از جان و زندگی خود بیزار و سیر شده‌ام، در این راه قدم گذاشته‌ام؛ وگرنه مرا با آن لب و دندان (نماد زیبایی معشوق و دلبستگی) چه کار بود و چرا باید خود را در این مهلکه می‌انداختم؟

نکته ادبی: سیر آمدن در اینجا کنایه از بیزار و دل‌زده شدن است. لب و دندان در شعر کلاسیک فارسی معمولاً نماد اوج زیبایی و دلفریبی معشوق است.

آرایه‌های ادبی

کنایه ز جان سیرآمد

اشاره به بیزاری و دل‌زدگی از زندگی به دلیل شدت رنج.

استفهام انکاری مرا با آن لب و دندان چه بازی

پرسشی که پاسخ آن منفی است و بر بیهودگی یا ناگزیریِ عاشق در مسیر عشق تأکید دارد.

نماد لب و دندان

نمادی از کمال زیبایی معشوق که عاشق را مجذوب و گرفتار می‌کند.