دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۶۱۱

امیرخسرو دهلوی
عشقی که نه جان دهند در وی بازی باشد نه عشق بازی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این بیت به تعریفِ اصیلِ عشق می‌پردازد و مرز میان هوس‌های زودگذر و عشقِ واقعی را تبیین می‌کند. شاعر معتقد است که جوهره‌ی عشقِ راستین، ایثار و فداکاری است و هر رابطه‌ای که در آن فرد از گذشتن از «منِ خویش» دریغ کند، تنها بازیچه‌ای بیش نیست.

معنای روان

عشقی که نه جان دهند در وی بازی باشد نه عشق بازی

عشقی که در مسیر آن، عاشق حاضر نباشد هستی و وجود خویش را فدا کند، عشق حقیقی نیست؛ بلکه تنها سرگرمی و بازیچه است.

نکته ادبی: واژه «جان دادن» در اینجا کنایه از فداکاری مطلق و گذشتن از تمامی تعلقات دنیوی است و واژه «عشق‌بازی» در پایان مصراع، برای تأکید بر تمایز میان بازیچه‌انگاری و حقیقتِ عشق به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

جناس و تکرار عشق / عشق‌بازی

تکرار واژه عشق و ترکیب آن با واژه بازی، تضاد مفهومی میان عشق حقیقی و هوس‌های زودگذر را برجسته کرده است.

کنایه جان دادن

به معنای آمادگی برای ایثار و گذشتن از هستی در راه معشوق و نه لزوماً مرگ فیزیکی.