دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۶۰۹

امیرخسرو دهلوی
ای که بی فایده پندم دهی آن روی نه دیده گر ببینیش تو هم گوش به آن پند نداری

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این بیت بازتاب‌دهنده‌ی تقابل میان عقلِ اندرزگو و قدرتِ بی‌بدیلِ زیبایی معشوق است. شاعر به خوبی بیان می‌کند که نصیحت، زمانی کارساز است که دل، فارغ از عشق باشد؛ اما وقتی پای دیدارِ جمال به میان می‌آید، تمام منطق و استدلال‌های عقلانی در برابر جاذبه‌ی آن چهره رنگ می‌بازد و نصیحت‌گر نیز خود به نصیحت‌شونده‌ای شیدا بدل می‌شود.

معنای روان

ای که بی فایده پندم دهی آن روی نه دیده گر ببینیش تو هم گوش به آن پند نداری

ای کسی که بیهوده و بی‌اثر مرا پند می‌دهی، بدان که تو هنوز آن چهره و جمالِ دلربا را ندیده‌ای؛ اگر تو نیز آن زیبایی را مشاهده کنی، یقیناً آن‌چنان مسحور و شیفته خواهی شد که دیگر حتی به پندهایِ خودت هم گوش نخواهی داد و از آن‌ها پیروی نخواهی کرد.

نکته ادبی: بهره‌گیری از اسلوبِ حکیمانه و استدلالی در قالبِ جمله‌ی شرطیه، که نشان‌دهنده‌ی برتریِ تجربه‌یِ دیداری (عشق) بر منطقِ انتزاعی (پند) است.

آرایه‌های ادبی

استدلال (جدل) کل بیت

شاعر برای اثباتِ بی‌فایده بودنِ پند، از یک قیاس شرطی استفاده کرده است که اگر شرط یعنی دیدن معشوق محقق شود، نتیجه‌ی آن که فراموشیِ پند است، حتمی خواهد بود.

تضاد و تقابل پند دادن در برابرِ دیدار معشوق

تقابلِ میانِ عقلِ سرد و منطقی با حرارتِ عشق و زیبایی که در آن عقل شکست می‌خورد.