دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۶۰۲

امیرخسرو دهلوی
سر در خمار شب به کنار که بوده ای ؟ لبها فگار همدم و یار که بوده ای ؟
سنبل به تاب رفته و نرگس به خواب ناز شب تا به روز باده گسار که بوده ای ؟
شمع مراد من نشدی یک شبی تمام ماه تمام در شب تار که بوده ای ؟
با چشم آهو! نه که شیران کندشکار ای آهوی رمیده شکار که بوده ای ؟
سروت هنوز هست در آغوش خواستن ای سرو نیم رسته به پای که بوده ای ؟
کارت چنین که پردهٔ دلها دریدن است امشب به پرده محرم کار که بوده ای ؟
ما را ز اشک صد جگر پاره در کنار تو پارهٔ جگر به کنار که بوده ای ؟
بر ریش خسروت نمکی هم دریغ بود مرهم رسان جان فگار که بوده ای

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده تصویری است از التهاب و بی‌تابی عاشق در برابر دوری معشوق و گمان معاشرت او با رقیب. فضای شعر سرشار از پرسش‌های دردآلود و سرزنش‌های عاشقانه است که در آن، شاعر با دیدن نشانه‌های خستگی و مستی در چهره یار، به دنبال پاسخ این پرسش است که شب را در محفل چه کسی سحر کرده است.

شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های طبیعت‌گرایانه و استفاده از تشبیهات ظریف، میان زیبایی بی‌بدیل معشوق و رنج جانکاه خود پیوندی عمیق برقرار می‌کند. او در این قطعه نه تنها دوری یار را سوگوار است، بلکه به تضاد رفتار یار با خود و دیگران معترض است؛ گویی یار برای دیگران مرهم و برای او تنها نمک بر زخم پاشیدن است.

معنای روان

سر در خمار شب به کنار که بوده ای ؟ لبها فگار همدم و یار که بوده ای ؟

سرِ تو از مستی و خستگیِ شبانه، بر بالینِ چه کسی بوده است؟ لب‌های تو که از شدتِ معاشرت یا خستگی زخمی و خمار به نظر می‌رسد، همدمِ چه کسی بوده است؟

نکته ادبی: خمار در ادبیات کلاسیک هم به معنای مستی و هم به معنای کسالتِ پس از بی‌خوابی است. فگار به معنی مجروح و آسیب‌دیده است.

سنبل به تاب رفته و نرگس به خواب ناز شب تا به روز باده گسار که بوده ای ؟

موهایت (سنبل) به خاطرِ دلبری تاب خورده و چشمانت (نرگس) در خوابِ ناز است؛ بگو تمامِ شب را به میگساری با چه کسی مشغول بوده‌ای؟

نکته ادبی: سنبل استعاره از موی سیاه و مجعد، و نرگس استعاره از چشمان خمار و نیم‌خواب است.

شمع مراد من نشدی یک شبی تمام ماه تمام در شب تار که بوده ای ؟

تو حتی یک شب برای من مانند شمعی که آرزوهایم را برآورده کند نبودی و روشنی نبخشیدی؛ ای ماهِ کامل من، در شبِ تاریکِ چه کسی درخشیده‌ای؟

نکته ادبی: شمع مراد کنایه از مایه آرامش و وصال است. ماه تمام استعاره از زیباییِ درخشان و تابناک معشوق است.

با چشم آهو! نه که شیران کندشکار ای آهوی رمیده شکار که بوده ای ؟

تو که چشمانت مانند آهو، معصوم و زیباست، نباید به شکار شیرها بپردازی! ای آهوی رمیده، تو شکارِ چه کسی شده‌ای که چنین بی‌پروا می‌روی؟

نکته ادبی: ایهام در شکار؛ یک بار به معنی شکار کردن توسط معشوق (صید دل‌ها) و بار دیگر به معنای شکار شدن خودِ معشوق توسط رقیب است.

سروت هنوز هست در آغوش خواستن ای سرو نیم رسته به پای که بوده ای ؟

قامتِ سروگونه‌ات هنوز بوی آغوش و اشتیاق می‌دهد؛ ای سروی که هنوز کامل رشد نکرده‌ای، این‌بار در کنارِ چه کسی ایستاده بودی؟

نکته ادبی: سرو نمادِ موزونیِ قامت است و 'نیم‌رسته' اشاره به جوانی و طراوتِ معشوق دارد.

کارت چنین که پردهٔ دلها دریدن است امشب به پرده محرم کار که بوده ای ؟

کارت این شده است که پرده حرمتِ دل‌ها را بدری و بی‌رحمانه قلب‌ها را بشکنی؛ بگو امشب محرمِ راز و شریکِ زندگیِ چه کسی بوده‌ای؟

نکته ادبی: پرده‌دری کنایه از بی‌باکی و شکستن حریم‌هاست؛ در اینجا تضاد زیبایی میان پردهٔ دل و پردهٔ حجاب برقرار شده است.

ما را ز اشک صد جگر پاره در کنار تو پارهٔ جگر به کنار که بوده ای ؟

در حالی که از دوریِ تو، صدها پاره‌یِ جگرِ ما به شکلِ اشک در کنارمان ریخته است، تو که خود پاره‌یِ جگرِ منی، در کنارِ چه کسی آرمیده‌ای؟

نکته ادبی: اشک به پاره جگر تشبیه شده است که نشان‌دهنده شدتِ غم و دردمندیِ شاعر است.

بر ریش خسروت نمکی هم دریغ بود مرهم رسان جان فگار که بوده ای

آن‌قدر به من بی‌توجهی کردی که حتی مرهم گذاشتن بر زخم‌های خسرو (عاشق) برایت سخت بود؛ تو که مرهم‌گذارِ جان‌های زخمی هستی، حالا مرهمِ جانِ چه کسی شده‌ای؟

نکته ادبی: ریش به معنای زخم است. 'نمک دریغ بود' یعنی حتی از نمک زدن به زخم هم دریغ کردی (به معنایِ نهایتِ بی‌توجهی)؛ این بیت تقابلِ درد و درمان است.

آرایه‌های ادبی

استعاره سنبل و نرگس

اشاره به موی مجعد و چشمان خمار معشوق.

تضاد شمع مراد و شب تار

تقابل میان روشناییِ بخشش و تاریکیِ تنهایی.

ایهام پرده

هم به معنای حجاب و پوشش و هم به معنای احترام و راز دل.

کنایه نمک بر زخم پاشیدن

کنایه از افزودن درد و رنج بر غمِ عاشق.