دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۵۷۵ - از غزل های شامل قران السعد ین

امیرخسرو دهلوی
ای زندگانی بخش من ، لعل شکر گفتار تو در آرزوی مردنم ، از حسرت دیدار تو
معذوری از زلف سیه، پوشی بران روی چو مه سیری ندارد هیچگه، خون دیده از دیدار تو
گیرم ترا زین چشم تر ، دشوار می آید نظر بیرون کنم دیده زسر ،آسان کنم دشوار تو
زین پس به خوبان ننگرم ، در کوی ایشان نگذرم گر هیچ یک ره جان برم، از غمزهٔ خون خوار تو
در کوی تو بر هر دری ، افتاده می بینم سری این نیست کار دیگری ، این کار تست این کار تو

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر شور و اشتیاق شدید عاشق در برابر معشوقی است که هم منشأ حیات اوست و هم عامل نیستی و رنج او. شاعر در فضایی آکنده از تسلیم و فداکاری، با بیانی مبالغه‌آمیز، اوجِ دلدادگی خود را به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد که چگونه زیبایی و بی‌اعتنایی معشوق، عاشق را به مرحله‌ای از شیدایی رسانده که حتی حاضر است برای جلب رضایت او از عزیزترین دارایی‌های خویش نیز بگذرد.

تم اصلی این سروده، تجلیل از اقتدار معشوق در کشتن عاشقان و پذیرشِ تمام‌عیار این تقدیر توسط عاشق است. در این مسیر، معشوق با چهره‌ای درخشان و نگاهی کشنده توصیف شده که هر کسی را به کام مرگ می‌کشاند و عاشق، با وجود آگاهی از این فرجام، همچنان بر سر پیمان وفاداری و دلباختگی خود استوار مانده است.

معنای روان

ای زندگانی بخش من ، لعل شکر گفتار تو در آرزوی مردنم ، از حسرت دیدار تو

ای کسی که وجودت به من جان می‌بخشد و لب‌های شیرین و یاقوت‌مانندت سخن می‌گوید، آن‌قدر حسرت دیدارت را دارم که آرزوی مرگ می‌کنم.

نکته ادبی: ترکیب 'لعل شکر گفتار' استعاره از لب‌های معشوق است که هم زیباست و هم سخنان شیرین می‌گوید.

معذوری از زلف سیه، پوشی بران روی چو مه سیری ندارد هیچگه، خون دیده از دیدار تو

اگر موهای سیاهت را روی صورتِ ماه مانندت می‌اندازی و چهره‌ات را می‌پوشانی، حق داری؛ اما چشمان گریان من از نگاه کردن به تو هرگز سیر نمی‌شود.

نکته ادبی: خون دیده کنایه از گریه بسیار است که در اینجا نشان‌دهنده شدت اندوه و اشتیاق است.

گیرم ترا زین چشم تر ، دشوار می آید نظر بیرون کنم دیده زسر ،آسان کنم دشوار تو

اگر نگاه کردن به چشمان گریان من برایت سخت و ناخوشایند است، من این چشمان را از سر بیرون می‌آورم تا بارِ دیدنِ مرا از دوشت بردارم و کار را برایت آسان کنم.

نکته ادبی: نوعی اغراق ادبی برای نشان دادن نهایتِ تسلیم عاشق در برابر معشوق.

زین پس به خوبان ننگرم ، در کوی ایشان نگذرم گر هیچ یک ره جان برم، از غمزهٔ خون خوار تو

از این پس به هیچ زیبا‌رویی نگاه نمی‌کنم و به محله‌شان قدم نمی‌گذارم؛ البته اگر بتوانم جانم را از دست نگاه خون‌ریز و کشنده تو نجات دهم.

نکته ادبی: غمزه به معنای اشاره چشم است که در ادبیات کلاسیک معمولاً با صفت خون‌خوار برای توصیف قدرتِ کشندگیِ نگاه معشوق همراه است.

در کوی تو بر هر دری ، افتاده می بینم سری این نیست کار دیگری ، این کار تست این کار تو

در محله‌ی تو می‌بینم که بر هر دری، سری از عاشقان افتاده است؛ این کارِ هیچ‌کس جز تو نیست و تو مسئول این کشتار هستی.

نکته ادبی: این بیت بیانگر نقشِ فعالِ معشوق در فنای عاشق است؛ معشوقی که زیبایی‌اش منجر به کشته شدنِ عاشقان می‌شود.

آرایه‌های ادبی

تشبیه روی چو مه

تشبیه صورت معشوق به ماه از نظر درخشش و زیبایی.

کنایه خون دیده

کنایه از گریه بسیار شدید که باعث می‌شود چشم به رنگ خون درآید.

اغراق بیرون کنم دیده زسر

بزرگ‌نمایی در فداکاری برای نشان دادن شدت عشق.

استعاره غمزه خون‌خوار

نسبت دادن صفتِ خون‌خواری به نگاه (غمزه) معشوق که به معنای تأثیر کشنده و ویرانگر آن است.