دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۵۷۴

امیرخسرو دهلوی
شویم ز گریه روی زمین را که هست حیف کافتد بخاک سایهٔ سر و بلند تو

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این بیت، شاعر با زبانی سرشار از ستایش و فروتنی، به عظمت و والایی مقام معشوق اشاره می‌کند. او چنان برای وجود معشوق ارزش قائل است که حتی قرار گرفتن سایه او بر روی خاک را برنمی‌تابد و خاک را شایسته این افتخار نمی‌داند.

این تصویرسازیِ خیال‌انگیز، بیانگر شدت ارادت عاشق است که می‌خواهد با پاک کردن زمین به‌وسیله اشک، مقدماتِ حضورِ سایه معشوق را فراهم آورد تا هیچ آلودگی‌ای به ساحتِ وجودِ بلندمرتبه او نرسد.

معنای روان

شویم ز گریه روی زمین را که هست حیف کافتد بخاک سایهٔ سر و بلند تو

بیایید زمین را با اشک‌هایمان بشوییم و پاک کنیم، چرا که بسیار جای تأسف و حیف است که سایه قامت بلند و سرافراز تو بر روی خاک بیفتد.

نکته ادبی: واژه «شویم» در اینجا به معنای «بشوییم» (از مصدر شستن) است. ترکیب «سایه سر و بلند» کنایه از وجودِ ارزشمند و جایگاهِ رفیع معشوق است که شاعر با نگاهی مبالغه‌آمیز، افتادن آن بر خاک را بی‌احترامی به ساحت معشوق می‌داند.

آرایه‌های ادبی

مبالغه شویم ز گریه روی زمین را

شاعر چنان در ستایش معشوق اغراق می‌کند که قصد دارد برای تطهیر زمین، آن را با اشک‌های بی‌شمار خود شست‌وشو دهد.

کنایه سایه سر و بلند تو

اشاره به قامت و وجود گران‌بهای معشوق که به دلیل والایی مقام، نباید با خاک (که نماد پستی و حقارت است) تماس داشته باشد.