دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۵۷۲

امیرخسرو دهلوی
امروزدر جانم سخن فردای وصلم در دهن او در غم امروز من من در غم فردای او
هرشب روم با چشم تر آن جا که بود آن سیم بر گر چه از ونبود اثرباری ببینم جای او

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات تصویری از دل‌تنگی و اشتیاقِ بی‌پایانِ عاشق را ترسیم می‌کند که در آن، زمانِ حال و آینده به هم گره خورده‌اند. شاعر از یک‌سو به اضطرابِ شیرینِ انتظار برای وصال در آینده می‌پردازد و از سوی دیگر، با حضور در اماکنی که یادآورِ حضورِ یار هستند، به دنبال تسلیِ خاطرِ خویش در تنهایی و فراق است.

معنای روان

امروزدر جانم سخن فردای وصلم در دهن او در غم امروز من من در غم فردای او

امروز اشتیاق و امید به دیدار یار در آینده، تمام وجودم را فراگرفته و سخنش بر زبانم جاری است. در این میان پارادوکسی وجود دارد؛ یار نگران وضعیت و رنج‌های کنونی من است، اما من دغدغه‌ی آینده و وصال را در سر دارم.

نکته ادبی: سخنِ فردایِ وصل، اضافه استعاری و کنایه از امید به دیدار و هم‌نشینی در آینده است.

هرشب روم با چشم تر آن جا که بود آن سیم بر گر چه از ونبود اثرباری ببینم جای او

هر شب با چشمانی گریان به همان مکانی می‌روم که پیش‌تر محبوبِ سیمین‌بدن در آنجا حضور داشت. اگرچه اکنون هیچ نشانی از او باقی نمانده است، دست‌کم دیدن همان جایگاه، تسلی‌بخش دلِ بی‌قرار من است.

نکته ادبی: سیم‌بر، صفت فاعلی مرکب به معنای کسی است که بدنی به سپیدی و درخشندگی نقره دارد که کنایه از نهایتِ زیبایی و لطافتِ پوستِ معشوق است.

آرایه‌های ادبی

تضاد امروز و فردا

به‌کارگیری دو واژه متضاد برای نشان دادن تقابلِ وضعیتِ عاشق و معشوق و تفاوتِ نگرشِ آن‌ها به زمان.

استعاره سیم‌بر

تشبیه معشوق به نقره که نشان‌دهنده‌ی درخشندگی و لطافتِ بدن اوست.

کنایه چشم تر

کنایه از گریستنِ بسیار و اندوهِ شدیدِ عاشق.