دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۵۶۶

امیرخسرو دهلوی
با لای تست این پیش من یا سرو بستانیست این چشم من است این پیش تو یا ابر نیسانی است این
تو می روی وز هر کران خلقی به فریاد و فغان ای کافر نامهربان آخر مسلمانی است این
هر سوکه می افتد گذر هر غم کزان نبود بتر هر لحظه می آید به سر ما را چه پیشانی است این

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این شعر بازتاب‌دهنده‌ی حیرتِ عاشق از زیباییِ خیره‌کننده‌ی معشوق و در عین حال، شکوه و شکایتِ او از بی‌رحمی و بی‌وفاییِ یار و گردشِ ناسازگارِ روزگار است. فضا در آغاز با تحسینِ زیبایی معشوق شروع می‌شود و به سرعت به سمتِ دردی عمیق از هجران و شکایت از سرنوشتِ شومِ عاشق پیش می‌رود.

شاعر در این ابیات، سرگشتگی و درماندگیِ خود را در برابرِ بی‌مهریِ معشوق و تقدیرِ تلخ به تصویر می‌کشد و با پرسش‌های پیاپی، گویی به دنبالِ روزنه‌ای برای گریز از این رنجِ بی‌پایان است.

معنای روان

با لای تست این پیش من یا سرو بستانیست این چشم من است این پیش تو یا ابر نیسانی است این

آیا این که پیشِ روی من ایستاده است، قامتِ موزون و زیبای توست یا سروی است که در باغ روییده؟

نکته ادبی: سرو بستانی استعاره از قد و بالای بلند و موزون معشوق است.

تو می روی وز هر کران خلقی به فریاد و فغان ای کافر نامهربان آخر مسلمانی است این

آیا این چشمی که گریان است و اشک می‌ریزد، چشمِ من است یا ابری است که در فصلِ بهار (ماه نیسان) به شدت می‌بارد؟

نکته ادبی: ابر نیسانی (باران بهاری) نمادِ اشک‌های بسیار و تند و مداوم است که از شدتِ دوری و غم می‌ریزد.

هر سوکه می افتد گذر هر غم کزان نبود بتر هر لحظه می آید به سر ما را چه پیشانی است این

تو در حالِ رفتن هستی و از هر طرف، مردم فریاد و ناله سر داده‌اند؛ ای محبوبِ بی‌رحم که به عهدِ عشق وفادار نیستی، آیا این رفتارِ تو نشانه‌ای از آیینِ مسلمانی و انصاف است؟

نکته ادبی: کافر در اینجا به معنای بی‌دین نیست، بلکه کنایه از معشوقی است که به قواعدِ عشق (که شفقت است) پایبند نیست.

آرایه‌های ادبی

استعاره سرو بستانی

تشبیه قامت بلند معشوق به درخت سرو.

تشبیه و تصویرسازی ابر نیسانی

تشبیه اشکِ جاریِ عاشق به باران‌های سیل‌آسای بهاری.

ایهام و کنایه کافر

خطابِ معشوق به بی‌رحمی و عدمِ پایبندی به آیینِ وفا.

کنایه پیشانی

اشاره به سرنوشت و طالعِ محتومِ آدمی.