دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۵۶۴

امیرخسرو دهلوی
هر که دید آن صفحه رخسار خواند الحمد و گفت الله الله آیتی از رحمت یزدانست این
با چنین شبها که من دارم چه باشد وه که گر یادت آید روزی ازشبهای تنها ماندگان

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در دو فضای کاملاً متفاوت سیر می‌کنند. در بیت نخست، شاعر با نگاهی ستایش‌گرانه و عارفانه به سیمای معشوق می‌نگرد و زیبایی او را به قدری خیره‌کننده می‌داند که گویی آیتی از معجزات الهی است؛ به گونه‌ای که هر بیننده‌ای ناخودآگاه لب به تحسین و ستایش می‌گشاید.

در بیت دوم، فضا دگرگون می‌شود و به سمت اندوه و تنهاییِ جانکاهِ عاشق می‌رود. شاعر با ترسیم شب‌های طولانی و بی‌کسی خود، آرزو می‌کند که معشوق با یادکردن از او، مرهمی بر این جراحت دوری و انزوا بگذارد.

معنای روان

هر که دید آن صفحه رخسار خواند الحمد و گفت الله الله آیتی از رحمت یزدانست این

هر کسی که چهره‌ی زیبای تو را می‌بیند، به نشانه‌ی تحسین و شکرگزاری، سوره حمد را می‌خواند؛ چرا که این زیبایی، جلوه‌ای شکوهمند و نشانه‌ای آشکار از رحمت و مهربانی خداوند است.

نکته ادبی: «آیت» به معنای نشانه و معجزه است و در اینجا برای ستایش زیبایی بی‌نظیر به کار رفته است. ترکیب «صفحه رخسار» استعاره‌ای از لطافت و زیبایی چهره است که گویی خواندنی است.

با چنین شبها که من دارم چه باشد وه که گر یادت آید روزی ازشبهای تنها ماندگان

با توجه به این شب‌های سیاه و تنهایی طاقت‌فرسایی که من سپری می‌کنم، چقدر دل‌انگیز و شگفت‌آور خواهد بود اگر روزی به یاد شب‌های بی‌کسیِ ما بیفتی و یادی از من کنی.

نکته ادبی: «وه» در اینجا حرف ندا برای بیان حسرت، شگفتی یا آرزوی بزرگ است. واژه «شب» در اینجا نماد سختی، دوری و اندوهِ جدایی و غربت است.

آرایه‌های ادبی

تلمیح خواند الحمد

اشاره به رسم قرائت سوره حمد هنگام دیدن زیبایی یا شگفتی برای ستایش خالق و دفع چشم‌زخم، که در اینجا برای ستایش زیبایی زمینی به کار رفته است.

استعاره صفحه رخسار

تشبیه چهره به صفحه‌ای از کتاب یا کتیبه که می‌توان آن را خواند و در آن تامل کرد.

نماد شب

به کارگیری شب به عنوان نمادِ دوری، انزوا، اندوه و تاریکیِ بی‌پایانِ روزگارِ عاشق.