دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۵۶۱

امیرخسرو دهلوی
باز آمد آنکه سوختهٔ اوست ؟ جان من خون گشته از جفاش دل ناتوان من
هرچند بینمش هوسم بیش می شود روزی در ین هوس رود البته جان من
ای مهر آرزوی زخسرو بتافتی شرمت نیامد از من و اشک روان من

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر احوالِ آشفته و پرشورِ عاشقی است که در کشاکشِ دیدار و دوریِ معشوق، گرفتارِ سوز و گداز گشته است. شاعر با زبانی صمیمانه و در عین حال دردمندانه، از بازگشت معشوق و تأثیرات ویرانگرِ این دیدار سخن می‌گوید.

مضمون اصلی، تصویرِ عشقی است که نه تنها آرام‌بخش نیست، بلکه جانِ عاشق را به لب می‌رساند و او را در گردابِ آرزوهای بی‌پایان گرفتار می‌کند. در این قطعه، معشوق با وجودِ بازگشت، همچنان بی‌مهری پیشه کرده و از رنجِ عاشق که در قالبِ اشک و زاریِ او نمود یافته، شرمگین نمی‌شود.

معنای روان

باز آمد آنکه سوختهٔ اوست ؟ جان من خون گشته از جفاش دل ناتوان من

آن معشوقی که جانم در آتشِ عشقش سوخته است، دوباره بازگشت؛ اما دلِ ناتوان من از ستم‌ها و بی‌مهری‌های او رنجور شده و از شدت غم به خون نشسته است.

نکته ادبی: سوخته بودن جان کنایه از غرق شدن در محبت و فنای عاشق در عشق معشوق است و خون گشتن دل به معنای نهایتِ اندوه و رنجوری است.

هرچند بینمش هوسم بیش می شود روزی در ین هوس رود البته جان من

هرچقدر او را بیشتر می‌بینم، اشتیاقم برای رسیدن به او فزونی می‌یابد؛ یقین دارم که در نهایت، همین شور و التهابِ طلب کردن، مرا به کشتن خواهد داد و جانم را از دست خواهم داد.

نکته ادبی: واژه هوس در متون کلاسیک به معنای مطلقِ اشتیاق و آرزوی شدید است و نه معنای منفیِ امروزی. عبارت 'رود جان من' کنایه از جان سپردن و مرگ است.

ای مهر آرزوی زخسرو بتافتی شرمت نیامد از من و اشک روان من

ای کسی که خورشیدِ آرزوهای من بودی، چرا از خسرو (شاعر) روی برگرداندی؟ آیا از دیدنِ حالِ من و اشک‌هایی که بی‌وقفه بر گونه‌ام جاری است، احساس شرم نکردی؟

نکته ادبی: مهر در اینجا ایهام دارد: هم به معنای خورشید (استعاره از معشوق) و هم به معنای محبت. خسرو نیز تخلص شاعر است که در بیت به خود ارجاع داده است.

آرایه‌های ادبی

کنایه خون گشته دل

اشاره به غم و اندوه بسیار شدید که گویی دلِ فرد را به خون تبدیل کرده است.

استعاره مهر آرزو

تشبیه معشوق به خورشید (مهر) که منبع نور و گرمایِ آرزوهای شاعر است.

مبالغه روزی در ین هوس رود البته جان من

اغراق در شدتِ عشق و اشتیاق که منجر به مرگِ عاشق خواهد شد.