دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۵۵۸

امیرخسرو دهلوی
امروز باز شکل دگر گشت یار من یادی نکرد از من و از روزگار من
صدره فتاده بر ره خویشم بدید وهیچ رحمت نکرد بر دل امیدوار من
مردم در انتظار کناری وی و بخت بد ننهاد آرزوی من اندر کنار من
ایزد کجات بهر هلاک من آفرید ای آفت دل من وآشوب کار من
دشمن بدیدگریهٔ خسرو دلش بسوخت هرگز نگفتیش بس ای دوستدار من

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده‌ی حالِ پریشانِ عاشقِ دل‌شکسته‌ای است که با بی‌مهری و تغییر رفتار یار، دچار اندوهی عمیق گشته و از ناملایماتِ روزگار و قساوتِ قلبِ معشوق شکایت دارد. فضا، فضایی آکنده از حسرت، ناامیدی و پرسش از تقدیر است که در آن، جایگاهِ رفیعِ معشوق در برابرِ بی‌پناهیِ عاشق قرار می‌گیرد.

شاعر با زبانی صریح، تضادِ رفتاریِ دشمن و یار را به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد که چگونه بی‌توجهیِ محبوب، دردناک‌تر از دشمنیِ دشمنان است. این سروده تصویری از یک بحرانِ عاطفی است که در آن عاشق، هستیِ خویش را در گروِ نگاهی می‌بیند که از جانبِ معشوق دریغ می‌شود.

معنای روان

امروز باز شکل دگر گشت یار من یادی نکرد از من و از روزگار من

امروز یارِ من رفتاری متفاوت و سرد پیش گرفت و هیچ یادی از من و سرگذشت و احوالِ گذشته‌ام نکرد.

نکته ادبی: شکل دگر گشتن کنایه از تغییر رویه و دگرگونی در رفتار و نگرشِ معشوق نسبت به عاشق است.

صدره فتاده بر ره خویشم بدید وهیچ رحمت نکرد بر دل امیدوار من

بارها در مسیرِ رفت و آمد مرا دید، اما ذره‌ای رحم بر دلِ چشم‌انتظار و امیدوارِ من نیاورد.

نکته ادبی: صدره در اینجا مبالغه و اغراق برای نشان دادنِ کثرتِ برخوردها و بی‌توجهیِ مداومِ معشوق است.

مردم در انتظار کناری وی و بخت بد ننهاد آرزوی من اندر کنار من

در حسرتِ در آغوش کشیدنِ او عمرم به پایان رسید و بختِ بدِ من اجازه نداد که به این آرزو برسم.

نکته ادبی: ایهام در واژه کنار؛ هم به معنای در آغوش گرفتن و هم به معنای نزدیکی و هم‌نشینی است.

ایزد کجات بهر هلاک من آفرید ای آفت دل من وآشوب کار من

ای کسی که باعثِ خرابیِ دل و آشفتگیِ کارهای منی، نمی‌دانم خداوند تو را برای ویرانیِ زندگیِ من آفریده است؟

نکته ادبی: آفت دل استعاره از معشوق است که مایه تباهی و درد عاشق می‌شود و وی را سببِ هلاکت می‌داند.

دشمن بدیدگریهٔ خسرو دلش بسوخت هرگز نگفتیش بس ای دوستدار من

حتی دشمن با دیدنِ گریه‌های من به رحم آمد، اما یارِ من هرگز نگفت که بس کن و ای دوستِ من، تو را می‌بینم.

نکته ادبی: تضاد و تقابل میانِ رحمِ دشمن و قساوتِ معشوق، اوجِ مظلومیتِ عاشق را به تصویر می‌کشد.

آرایه‌های ادبی

مبالغه صد ره

برای تأکید بر تکرارِ دیدارها و بی‌توجهیِ مداومِ معشوق.

ایهام کنار

اشاره به دو معنای در آغوش گرفتن و نزدیکی که به غنای معنایی بیت افزوده است.

استعاره آفت دل

معشوق به آفتی تشبیه شده که باعث ویرانی و نابودیِ دلِ عاشق می‌گردد.

تضاد دشمن و دوست

تقابلِ میانِ شفقتِ دشمن و بی‌رحمیِ دوست (معشوق) برای نشان دادنِ شدتِ رنج.