دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۵۴۰

امیرخسرو دهلوی
سبزه همان وگل و صحرا همان باغ همان سایه همان جا همان
گرد چمن شاهد زیبا بسی است دردل من شاهد زیبا همان
در چمنی هر کس و من بردرش باغ من آنست و تماشا همان
در چمنی هر کس و من بر درش باغ من آنست و تماشا همان
نام نماند از دل و جان و هنوز عشق همانست و تمنا همان
نام نماند ازدل و جان و هنوز عشق همانست و تمنا همان
چشم مرا سیل ز دریا گذشت سوختگی دل شیدا همان
قهر تو لطفی است که عشاق را خار همان باشد و خرما همان
فرق میان دولبت کی توان خضر همان است و مسیحا همان
از تو بلا و ز دل خسرو رضا کز تو همان شاید و از ما همان