دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۵۳۶

امیرخسرو دهلوی
می گریم بر غریبی خویش چون ابر به موسم بهاران
گر شرح دهم غم تو صد سال یک قصه نگویم از هزاران
آن ها که تو میکنی بر این دل از دل نشود به روزگاران

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر اندوهی عمیق، غریبانه و بی‌پایان است که شاعر در فراق یا به واسطه‌ی جفای معشوق متحمل می‌شود. فضای حاکم بر شعر، فضایی سرشار از تنهایی و دلتنگی است که در آن، اشک‌های جاری و زخم‌های عمیقِ روحی، نمادی از رنجی ابدی و وصف‌ناشدنی هستند.

شاعر با استفاده از تشبیهات طبیعت‌گرایانه، وسعت گریستن خود را نشان داده و با به‌کارگیری اغراق، بر این نکته تأکید می‌ورزد که دردِ عشقِ او نه تنها با گذر زمان التیام نمی‌یابد، بلکه به قدری وسیع است که واژه‌ها و زمان برای شرح آن کافی نیستند.

معنای روان

می گریم بر غریبی خویش چون ابر به موسم بهاران

من به خاطر تنهایی و غربت خودم، همچون ابرهای باران‌زای فصل بهار، بی‌وقفه و پرشور اشک می‌ریزم.

نکته ادبی: غریبی در اینجا به معنای غربت و بی‌پناهی است و موسم بهاران کنایه از زمان پربارش بودنِ ابر است.

گر شرح دهم غم تو صد سال یک قصه نگویم از هزاران

اگر بخواهم غمِ عشقِ تو را شرح دهم، حتی اگر صد سال هم زمان بگذرد، باز هم نتوانسته‌ام ذره‌ای از هزاران قصه و غمی که در دل دارم را بازگو کنم.

نکته ادبی: استفاده از اغراق (مبالغه) برای نشان دادن وسعت رنج و کم بودنِ زبان در برابر توصیفِ عظمت غم.

آن ها که تو میکنی بر این دل از دل نشود به روزگاران

آن جفا و دردهایی که تو بر این دلِ من روا می‌داری، چنان عمیق و ماندگار است که با گذشت سالیان دراز هم از خاطر و روحِ من پاک نخواهد شد.

نکته ادبی: آن‌ها اشاره به جفاها و دردهایی است که معشوق بر عاشق روا داشته و روزگاران بیانگرِ طولانی بودنِ گذر زمان است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چون ابر

تشبیه گریه به ابر بهار برای نشان دادن فراوانی و استمرار اشک.

اغراق صد سال / یک قصه نگویم از هزاران

بزرگ‌نماییِ عمقِ اندوه که نشان می‌دهد شرح آن در قالب کلمات و زمان نمی‌گنجد.