دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۵۳۴

امیرخسرو دهلوی
گر توانی بدو رسانیدن یک سلام از من ای صبا برسان
پس بگو کز دو چشم فتنه پرست بده انصاف ما و یا بستان

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت بیانگر اوج اشتیاق و دلتنگی عاشق است که به دلیل دوری از معشوق، به دنبال راهی برای برقراری ارتباط است. شاعر با بهره‌گیری از نمادهای طبیعت، از «باد صبا» به عنوان پیام‌رسان استفاده می‌کند تا ارادت خود را به گوش یار برساند.

مضمون اصلی، تقاضای عاشق برای دیدن انصاف و مهربانی از سوی معشوق است. او با توصیف چشمان یاری که آشوب‌گر و فتنه‌انگیز است، دو راه را پیش پای او می‌گذارد: یا پاسخ دادن به عشق و برقراری عدل و انصاف، و یا ستاندن جان عاشق که در این کشاکشِ بی‌فرجام اسیر شده است.

معنای روان

گر توانی بدو رسانیدن یک سلام از من ای صبا برسان

ای باد صبا، اگر توانایی آن را داری که به حریم معشوق من راه یابی، سلام و درود مرا به او ابلاغ کن.

نکته ادبی: «صبا» در ادبیات فارسی نماد پیک و پیام‌رسان میان عاشق و معشوق است. «بد او» در اینجا مخفف «به او» است.

پس بگو کز دو چشم فتنه پرست بده انصاف ما و یا بستان

سپس به او بگو که با آن چشمان فتنه‌انگیز و زیبا، یا حق این عشق را ادا کن و با من مهربان باش، و یا اگر قصد پاسخ نداری، جانم را بستان و مرا از این رنج رها کن.

نکته ادبی: «فتنه‌پرست» صفت برای چشم است و به معنای چشمانی است که در زیبایی و آشوب‌گری مبالغه می‌کنند. «بستان» در اینجا به معنای جان‌ستانی است.

آرایه‌های ادبی

تشخیص (جان‌بخشی) ای صبا

خطاب قرار دادن باد صبا به عنوان یک موجود زنده و آگاه برای حمل پیام عاشقانه.

کنایه چشم فتنه پرست

توصیف چشم معشوق به فتنه‌گری که بیانگر نفوذ و تسلطِ زیبایی آن بر روح و روان عاشق است.

تضاد (مراعات) بده انصاف... یا بستان

ایجاد بن‌بستی عاطفی میانِ رسیدن به معشوق (انصاف) و مرگ (ستاندن جان).