دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۵۳۲

امیرخسرو دهلوی
باآنکه در شکنجه غم بسته مانده ام هم باز مانده از چو تو باری نمی توان
ای ماه نو زحلقه به گوشان بندگیت مابنده ایم حلقه دران گوش در مکن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر شوریدگی و دلبستگی عمیق عاشق به معشوق است که حتی در سخت‌ترین شرایط و در میان رنج‌های جانکاه، دست از مهر او برنمی‌دارد. شاعر با اعتراف به بندگی و تسلیم در برابر زیبایی و شکوه معشوق، از او طلبِ پذیرش و توجه دارد.

درونمایه اصلی این سروده، وفاداریِ ناگسستنی و تمنایِ قرب به یار است که در قالبِ استعاره‌های کلاسیکِ ادبیات فارسی، مانند «حلقه به گوش بودن» تجلی یافته است.

معنای روان

باآنکه در شکنجه غم بسته مانده ام هم باز مانده از چو تو باری نمی توان

اگرچه در بندِ رنج و اندوه گرفتار شده‌ام، اما با این حال دلم نمی‌آید و توانایی آن را ندارم که از کسی همچون تو دل بکنم و دوری گزینم.

نکته ادبی: ترکیب «بسته مانده‌ام» نشان از اسارت در بندِ غم دارد و «بازمانده» در اینجا به معنای دور شدن و فاصله گرفتن است.

ای ماه نو زحلقه به گوشان بندگیت مابنده ایم حلقه دران گوش در مکن

ای که همچون ماهِ نو زیبا و درخشانی، بدان که ما از جمله غلامان و بندگانِ حلقه به گوشِ تو هستیم؛ پس ما را از خود مران و این نشانِ بندگی را از گوشِ ما بیرون مکن (ما را از دایره خدمتگزارانت خارج نکن).

نکته ادبی: «حلقه به گوش» استعاره از بنده و غلام است که در قدیم حلقه بندگی در گوش می‌کردند. «در مکن» در اینجا به معنایِ بیرون نیاوردن یا رد نکردن است.

آرایه‌های ادبی

استعاره ماه نو

تشبیه معشوق به ماه نو به دلیل زیبایی، درخشندگی و تازگیِ چهره او.

کنایه حلقه به گوش

کنایه از تسلیم و بندگی مطلق در برابر معشوق.

تضاد شکنجه غم و بندگی

تقابلِ وضعیتِ سختِ عاشق و تسلیمِ داوطلبانه او در برابرِ معشوق.