دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۵۲۷

امیرخسرو دهلوی
ای گل صفت حسنت بر وجه حسن گویم سر تا به قدم جانی کفر است که تن گویم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این بیت نمایانگر اوج ستایش شاعر از زیبایی و کمال معشوق است. در این فضای شاعرانه، زیبایی معشوق فراتر از عالم ماده و جسمانیت توصیف شده است؛ به گونه‌ای که شاعر معتقد است اطلاق واژه «تن» به او که سر تا پا تجسم جان و لطافت است، نوعی انکار حقیقت یا «کفر» محسوب می‌شود.

این نگاهِ عارفانه و متعالی، معشوق را از حصار جسم و ماده رها می‌سازد و او را به مرتبه‌ای از کمال می‌رساند که جز به زبانِ روح و جان، نمی‌توان از او سخن گفت و هر تعبیری غیر از این در حق او ناصواب است.

معنای روان

ای گل صفت حسنت بر وجه حسن گویم سر تا به قدم جانی کفر است که تن گویم

ای معشوقی که زیبایی‌ات همانند گل است، تو را آن‌گونه که شایسته است می‌ستایم؛ چرا که تمام وجود تو، از سر تا به پا، روح و جان است و گفتن اینکه تو «جسم» یا «تن» داری، در حق مقام والای تو نوعی کفر و نادیده گرفتن حقیقت است.

نکته ادبی: واژه «کفر» در این سیاق به معنای لغوی آن یعنی «پوشاندن حقیقت» به کار رفته است؛ یعنی محدود کردنِ وجودِ متعالی معشوق به کلمه «تن»، باعث پوشیده ماندنِ جانِ حقیقی او می‌شود.

آرایه‌های ادبی

تشبیه گل صفت

تشبیه زیبایی معشوق به لطافت و طراوت گل برای ملموس‌تر کردنِ زیبایی او.

اغراق سر تا به قدم جانی

نسبت دادنِ تمامِ وجود معشوق به روح و جان برای تاکید بر کمال، لطافت و دوری او از صفات مادی.

تضاد مفهومی کفر است که تن گویم

تضاد میان واژه‌های «جان» و «تن» که شاعر برای اثبات روحانی بودن معشوق از آن بهره برده است.