دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۵۲۳

امیرخسرو دهلوی
کنون که تو به شکستم کدوی می بسرم نه چنانکه کاسهٔ سر بشکند زبار سبویم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این بیت بیانگر حال و هوای رنج‌آلود و در عین حال سرمست عاشقی است که وجودش زیر بارِ سنگینِ عشق و بلاهای ناشی از آن در هم شکسته است.

شاعر با تصویرسازیِ خشنی از شکستن سر، شدتِ فشارِ روحی و معنویِ تحمیل شده از سوی معشوق را به نمایش می‌گذارد که منجر به فروپاشیِ هویتِ دنیوی و خودخواهی‌های او می‌شود.

معنای روان

کنون که تو به شکستم کدوی می بسرم نه چنانکه کاسهٔ سر بشکند زبار سبویم

اکنون که تو ظرف می را به قصد خُرد کردنِ من بر سرِ من نهاده‌ای، این کار تو چنان است که کاسه‌ی سر انسان زیر فشار و سنگینیِ یک سبوی سنگین، درهم شکسته شود.

نکته ادبی: کدو و سبو هر دو استعاره از ظرفِ وجود یا تنِ عاشق هستند که در برابر تجلیاتِ سنگینِ عشق، یارای مقاومت ندارند و فعل نهادن در اینجا به معنای تحمیل کردنِ بلا یا بارِ عشق است.

آرایه‌های ادبی

کنایه شکستن کدوی می بسرم

کنایه از وارد آوردنِ رنج و فشارِ طاقت‌فرسایِ عشق بر عاشق است.

تشبیه چنانکه کاسه سر بشکند زبار سبویم

تشبیه پیامدهای سنگینِ حضورِ معشوق در زندگیِ عاشق، به خُرد شدنِ جمجمه زیرِ سنگینیِ کوزه‌ی می.