دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۵۰۸

امیرخسرو دهلوی
باز آ که شهر بی تو تاریک و تیره باشد در شهر بی تو نتوان والله که در جهان هم
خواهی بدیده بنشین خواهی به سینه جاکن سلطان هر دو ملکی این زان تست وآن هم
صد منت از تو بر من کز دولت جمالت بد نام شهر گشتم رسوای مردمان هم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با بیانی پرشور و عاشقانه، جایگاه بی‌بدیل معشوق را در هستیِ خود ترسیم می‌کند. فضای شعر آکنده از حسرتِ دوری و تکیه مطلق عاشق به حضور محبوب است که بدون آن، جهان را تاریک و زندگی را ناممکن می‌داند.

شاعر، معشوق را سلطانِ بی‌چون‌وچرای دیدگان و قلب خود می‌خواند و حتی بدنامی و رسواییِ ناشی از عشق او را، موهبتی ارزشمند می‌شمارد. این اثر بازتاب‌دهنده عمیق‌ترین پیوندهای عاطفی است که در آن، عاشق از پذیرشِ تمام‌عیارِ سلطه محبوب بر تمام وجودش، لذت می‌برد.

معنای روان

باز آ که شهر بی تو تاریک و تیره باشد در شهر بی تو نتوان والله که در جهان هم

بازگرد که بدون تو، این شهر و دیار برایم تاریک و تیره است؛ به خدا سوگند که در این شهر و حتی در کل جهان، تابِ ماندن و زیستن بدون حضور تو ممکن نیست.

نکته ادبی: تاریک و تیره استعاره از فقدانِ فروغِ امید و نورِ معشوق در زندگی است.

خواهی بدیده بنشین خواهی به سینه جاکن سلطان هر دو ملکی این زان تست وآن هم

هرطور که میل داری رفتار کن؛ خواه می‌خواهی در دیدگانم جای گیر، یا در اعماق قلبم سکنی گزین. تو فرمانروای این دو قلمرو (چشم و دل) هستی و هر دو متعلق به توست.

نکته ادبی: سلطان ملک استعاره از تسلط کامل معشوق بر حواس و احساساتِ درونیِ عاشق است.

صد منت از تو بر من کز دولت جمالت بد نام شهر گشتم رسوای مردمان هم

من سپاسگزارِ تو هستم، چرا که به واسطه‌ی نورِ زیباییِ تو، من در این شهر به بدنامی شهره شدم و در میان مردم رسوا گشتم (که این خود افتخاری برای من است).

نکته ادبی: دولت جمال به معنای برکت و اقبالِ ناشی از برخورداری از تماشای زیباییِ معشوق است.

آرایه‌های ادبی

استعاره سلطان هر دو ملکی

تشبیه چشم و دل به دو قلمرو که معشوق در آن‌ها حکم‌رانی می‌کند.

اغراق شهر بی تو تاریک و تیره باشد

بزرگ‌نماییِ تأثیر نبودِ معشوق بر جهانِ ذهنیِ عاشق که منجر به تاریکیِ مطلق می‌شود.

پارادوکس (تناقض) بد نام شهر گشتم... کز دولت جمالت

رسوایی و بدنامی را به عنوان یک دولت (نعمت و بخت بلند) برشمردن که نشان‌دهنده غلبه شور عشق بر منطق است.