دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۵۰۷

امیرخسرو دهلوی
ببستی چشم من ز افسون زبان هم دلم بردی نه تنها بلکه جان هم
خرابم می کنی از رخ ز لب نیز ازینم میکشی جانا از آن هم
ز تیر تست ما را دعوی خون گواهی میدهد دل آن کمان هم
ز بیداد تو خورسندم همه عمر اگر خون ریزیم راضی بدان هم
برو ای باد بوسی زن بران پای اگرچیزی نگوید بر دهان هم
بده ساقی که من مست و خرانم بیاله خورده ام رطل گران هم
غمی دارم که باد از دوستان دور به حق دوستی کز دشمنان هم
اگر افتد قبول این جان خسرو به بوسی می فروشم رایگان هم !

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل، تجسمی است از عشق بی‌قید و شرط و تسلیم کامل عاشق در برابر معشوقی که با زیبایی و گفتار سحرآمیز خود، هستی او را به یغما برده است. شاعر در این ابیات، درد و رنج ناشی از این عشق را با اشتیاق می‌پذیرد و آن را نه به عنوان عذابی بیهوده، بلکه به عنوان والاترین لذت هستی خویش می‌ستاید.

فضای کلی حاکم بر شعر، آمیزه‌ای از شیدایی، نیاز، فروتنی و نوعی خودویرانگری عاشقانه است که در آن، عاشق از جفای معشوق، نه تنها شکایت نمی‌کند بلکه آن را گواهی بر توجهِ او می‌داند. در نهایت، شاعر جان خود را در برابر یک بوسه، ناچیز و آماده‌ی تقدیم می‌بیند.

معنای روان

ببستی چشم من ز افسون زبان هم دلم بردی نه تنها بلکه جان هم

با جادوی سخن خود، چشمان مرا خیره کردی و نه تنها دلم را، بلکه جانم را نیز از من ربودی.

نکته ادبی: افسون زبان استعاره از کلام فریبنده و مسحورکننده معشوق است.

خرابم می کنی از رخ ز لب نیز ازینم میکشی جانا از آن هم

ای جان من، تو با چهره زیبا و لب‌های شیرینت مرا ویران می‌کنی؛ هم با چهره و هم با لب‌هایت جانم را می‌ستانی.

نکته ادبی: کاربرد خرابم می‌کنی کنایه از از دست دادنِ اختیار و سرگشتگی در برابر زیبایی معشوق است.

ز تیر تست ما را دعوی خون گواهی میدهد دل آن کمان هم

من مدعی هستم که تیر نگاه تو مرا کشته است و دلم به همراه کمان ابروانت، گواهی می‌دهند که این حقیقت دارد.

نکته ادبی: تیر استعاره از نگاه نافذ و کمان استعاره از ابرو است.

ز بیداد تو خورسندم همه عمر اگر خون ریزیم راضی بدان هم

من در تمام طول زندگی از ستم و بی‌توجهی تو خشنودم؛ حتی اگر قصد جانم را داشته باشی، با جان و دل آن را می‌پذیرم.

نکته ادبی: بیداد به معنای بی‌وفایی و قهر معشوق است که عاشق آن را در مقام معشوق، نوعی لطف می‌بیند.

برو ای باد بوسی زن بران پای اگرچیزی نگوید بر دهان هم

ای باد! به سوی محبوب برو و بر پاهایش بوسه بزن، حتی اگر پاسخی ندهد و خاموش بماند.

نکته ادبی: در این بیت، باد به عنوان قاصد و پیام‌رسان میان عاشق و معشوق ایفای نقش می‌کند.

بده ساقی که من مست و خرانم بیاله خورده ام رطل گران هم

ای ساقی، شراب بده که من در این عشق مست و بی‌خرد شده‌ام؛ هم پیاله‌های کوچک و هم رطل‌های بزرگ را نوشیده‌ام.

نکته ادبی: خران در اینجا به معنای مستانه و دور از عقل و منطق بودن است.

غمی دارم که باد از دوستان دور به حق دوستی کز دشمنان هم

اندوهی در دل دارم که از دوستان دور باد؛ به حقِ دوستی سوگند که نمی‌خواهم دشمنان نیز به چنین غمی دچار شوند.

نکته ادبی: تأکید شاعر بر بزرگی غم به حدی است که آرزوی دوری آن را حتی از دشمن می‌کند.

اگر افتد قبول این جان خسرو به بوسی می فروشم رایگان هم !

اگر خسرو، این جانِ ناقابلش مورد قبول تو باشد، حاضرم آن را در ازای یک بوسه، رایگان تقدیمت کنم.

نکته ادبی: خسرو تخلص شاعر است که در بیت نهایی برای امضای کلام خود آورده شده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره تیر، کمان، افسون

استفاده از نمادهای رزمی و جادویی برای توصیف ویژگی‌های جسمانی و رفتاری معشوق.

ایهام خران

می‌تواند به معنای مانند خر (بی‌خرد و مدهوش) یا در معنای استعاریِ مستانه و سرگشته باشد.

مبالغه خون ریزیم راضی بدان هم

بزرگ‌نماییِ تسلیمِ عاشق در برابر اراده‌ی معشوق که تا پای جان پیش می‌رود.

تشخیص برو ای باد

نسبت دادنِ کنشِ انسانی (بوسه زدن) به باد به عنوان پیام‌رسان.