دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۵۰۲

امیرخسرو دهلوی
بس که بیرون و درونم همگی دوست گرفت بوی یوسف دمد باز کنی پیرهنم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این بیت بیانگر غرق شدن عاشق در یاد و حضور معشوق است؛ چنان‌که تمام هستی او، از ظاهر و باطن، به تسخیر معشوق درآمده است.

شاعر با استفاده از تلمیح داستان یوسف و یعقوب، بر این نکته تأکید دارد که وجود او چنان از عشق معشوق لبریز است که گویی از هر گوشه جانش، عطرِ آن یارِ غایب به مشام می‌رسد.

معنای روان

بس که بیرون و درونم همگی دوست گرفت بوی یوسف دمد باز کنی پیرهنم

تمام وجود من، چه ظاهر و چه باطن، چنان در عشق دوست غرق شده و به او تعلق گرفته است که اگر پیراهن مرا باز کنی، همچون پیراهن یوسف، عطرِ حضورِ او در فضا خواهد پیچید.

نکته ادبی: «دوست» در عرفان، نمادِ خداوند یا معشوقِ حقیقی است. «دمیدن» در اینجا به معنای وزیدن و منتشر شدن عطر است و به داستانِ تاریخیِ پیراهنِ یوسف اشاره دارد.

آرایه‌های ادبی

تلمیح بوی یوسف دمد باز کنی پیرهنم

اشاره به داستان حضرت یوسف و حضرت یعقوب که در آن پیراهنِ یوسف، بویِ او را به کنعان برد و باعث شفا و بینایی پدر شد.

تضاد / تقابل بیرون و درون

تقابل میان ظاهر و باطنِ انسان برای نشان دادنِ شمولِ کاملِ عشق بر تمام ابعادِ وجودی عاشق.