دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۴۹۸

امیرخسرو دهلوی
هر شب از شوق جامه پاره کنم عاشقم عاشقم چه چاره کنم؟
از درونم برون نخواهد رفت گر چه صد جای سینه پاره کنم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر شور و بی‌قراری عاشق دلسوخته‌ای است که در آتش عشق می‌سوزد و در بندِ آن گرفتار است. سراینده در این کلام، با توصیف حالات متناقض و دردناکِ خود، نشان می‌دهد که چگونه محبتِ یار، در ژرفای جانش ریشه دوانده و دیگر راه گریزی از آن نیست.

شعر به خوبی آشفتگی و اضطراب درونی عاشق را به تصویر می‌کشد؛ عاشقی که می‌داند این درد، درمانی ندارد و حتی آسیب‌های جسمانی یا تحمل رنج‌های طاقت‌فرسا نیز نمی‌تواند این عشقِ ریشه‌دار را از وجود او پاک کند.

معنای روان

هر شب از شوق جامه پاره کنم عاشقم عاشقم چه چاره کنم؟

هر شب به دلیلِ شوق و اشتیاقِ فراوان، از شدت بی‌قراری گریبان می‌درم و جامه پاره می‌کنم؛ من به حقیقت عاشقم و در این وضعیتِ پرشور، دیگر چه چاره‌ای جز تسلیم و بی‌تابی دارم؟

نکته ادبی: جامه پاره کردن در ادبیات کلاسیک کنایه از بی‌قراری، جنون عاشقانه و سوگواری است.

از درونم برون نخواهد رفت گر چه صد جای سینه پاره کنم

این عشق چنان در عمق جان من نفوذ کرده که هرگز از درونم بیرون نخواهد رفت؛ حتی اگر صد بار سینه‌ام را بشکافم و زخم بزنم، باز هم این محبت باقی می‌ماند و بیرون نمی‌رود.

نکته ادبی: سینه پاره کردن اشاره به تلاشی بیهوده برای بیرون راندن غم یا محبوب از دل است که نشان‌دهنده عمقِ عشق است.

آرایه‌های ادبی

کنایه جامه پاره کنم

کنایه از بی‌تابی، جنون و سرگشتگی در راه عشق.

مبالغه صد جای سینه پاره کنم

اغراق در شدتِ درد و رنج برای نشان دادنِ ماندگاری و عمقِ عشق در وجود عاشق.

تکرار عاشقم عاشقم

تکرار واژه برای تأکید بر شدتِ احساس و اقرارِ صادقانه به مقامِ عاشقی.