دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۴۹۷

امیرخسرو دهلوی
در چار سوی آرزو کاریست با رویت مرا رو سوی من کن یک زمان تا کار خود یکسو کنم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این بیت بیانگر اشتیاق شدید و بی‌تابی عاشقی است که تمامی آرزوها و دغدغه‌های خویش را در گرو دیدن چهره‌ی معشوق می‌بیند. در نگاه عاشق، تمام هستی و آرزوهای دور و درازش تنها با یک توجه و نگاهِ معشوق معنا می‌یابد و به سرانجام می‌رسد.

شاعر با زبانی آکنده از التماس و اشتیاق، گره‌گشایی از کلاف سردرگمِ زندگی و آرزوهای خود را مشروط به دیدنِ رویِ یار می‌داند؛ گویی بدون آن نگاهِ محبوب، تمام تلاش‌ها و خواسته‌هایش در چهار سوی عالم بی‌ثمر و ناتمام باقی می‌ماند.

معنای روان

در چار سوی آرزو کاریست با رویت مرا رو سوی من کن یک زمان تا کار خود یکسو کنم

در تمام گوشه و کنارِ آرزوهایم، دغدغه و کاری جز دیدنِ روی تو ندارم؛ پس لحظه‌ای چهره‌ات را به سوی من بگردان تا بتوانم با دیدن تو، به پریشانی و بلاتکلیفیِ دلِ خویش پایان دهم.

نکته ادبی: عبارت «چار سوی آرزو» استعاره از گستره‌ی تمام خواسته‌ها و تمایلاتِ وجودی عاشق است. همچنین «یکسو کردنِ کار» کنایه از سامان دادن و به نتیجه رساندنِ یک مسئله‌ی دشوار است.

آرایه‌های ادبی

کنایه کار خود یکسو کنم

به معنای سر و سامان دادن و به نتیجه رساندنِ پریشانی‌های درونی عاشق است.

ایهام و تناسب چار سوی و رو

اشاره به چهار جهت اصلی عالم که نماد گستردگی آرزوهاست و در کنار کلمه‌ی «رو»، تناسبِ معنایی ایجاد کرده است.