دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
گزیدهٔ غزل ۴۹۶
امیرخسرو دهلوی
نی پای آنکه از سرکویت سفر کنم
نه دست آنکه دست به زلف تو در کنم
ذوق جفا وجور تو برمن حرام باد
گر من بجز وفای تو کاری دگر کنم
چشمت بخواب ناز و مرا قصهٔ دراز
آمد شبم بروز سخن مختصر کنم