دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۴۹۱

امیرخسرو دهلوی
ز بسکه سینه خراشم چو گل ز دست فراق چو لاله غرقهٔ خون است چاک پیرهنم
ز بعد مردنم از سوز دل چنین باشد بسوزداز تب هجر تو در لحد کفنم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار بازتاب‌دهنده شدت رنج و اندوهِ حاصل از دوری و هجران است. شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های زنده و عمیق، دردی را به تصویر می‌کشد که از مرزهای جسمانی فراتر رفته و به ساحت ابدیت و پس از مرگ نیز رسوخ کرده است.

درون‌مایه اصلی اثر، آتشِ پنهانی است که از سوز دلِ عاشق برمی‌خیزد؛ آتشی که در حیاتِ دنیوی، جسم و پیراهنِ او را به خون می‌آلاید و در عالمِ پس از مرگ نیز، حتی کفنِ او را در تیرگی لحد به خاکستر بدل می‌کند.

معنای روان

ز بسکه سینه خراشم چو گل ز دست فراق چو لاله غرقهٔ خون است چاک پیرهنم

چون به خاطر دوری و فراقِ تو، سینه‌ام را از شدت اندوه خراشیده‌ام، پیراهنِ پاره‌پاره‌ام مانند گلِ لاله، غرق در خون شده است.

نکته ادبی: گل در ادبیات کلاسیک نماد چاک‌چاک بودن و لاله نمادِ داغ و سرخیِ خون است؛ در اینجا شاعر از تشبیه برای نشان دادن شدتِ جراحتِ درونی بهره برده است.

ز بعد مردنم از سوز دل چنین باشد بسوزداز تب هجر تو در لحد کفنم

انتظار می‌رود که حتی پس از مرگم نیز، سوزِ درونی ناشی از دوریِ تو چنان تداوم یابد که گرمایِ تبِ هجران، کفنِ مرا در درونِ قبر به آتش بکشد.

نکته ادبی: لحد به معنای جایگاه دفن است و شاعر با استفاده از اغراق، تداومِ تأثیرات عشق را تا ورای مرزهای مرگ توصیف کرده است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چو گل / چو لاله

تشبیه سینه خراشیده به گل و پیراهن خونین به لاله برای تصویرسازی درد و رنج.

اغراق بسوزد از تب هجر تو در لحد کفنم

ادعای سوختن کفن در قبر به دلیل سوز هجران، اغراقی برای بیان شدت عشق است.

استعاره تب هجر

هجران به بیماری تشبیه شده که تبِ سوزان دارد.