دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۴۸۲

امیرخسرو دهلوی
بلا و غم خریدار آمدند از سوی تو بر من بحمدالله که در کوی تو بازار است امروزم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با نگاهی عرفانی و عاشقانه به رنج و محنت نگریسته است. او بلاها و غم‌هایی که از جانب معشوق به سویش می‌آیند را نه یک تهدید، بلکه فرصتی برای ارزش‌یافتن می‌داند؛ گویی او در این بازارِ عشق، متاعی گران‌بهاست که خریدارانی چون غم و بلا دارد.

فضای شعر آکنده از تسلیم و رضاست؛ شاعر با سپاسگزاری از وضع موجود، محله‌ی معشوق را بازاری پررونق می‌بیند که در آن، عاشقِ بلاکش، بالاخره دیده شده و بهایِ رنج‌هایش با توجهِ معشوق پرداخته می‌شود.

معنای روان

بلا و غم خریدار آمدند از سوی تو بر من بحمدالله که در کوی تو بازار است امروزم

غم و رنج از جانب تو به سراغ من آمده‌اند تا مرا خریداری کنند؛ خدا را شکر که امروز در کوی تو، بازاری پررونق از این‌گونه وقایع برپا شده است.

نکته ادبی: در اینجا غم و بلا به صورت انسانی فرض شده‌اند که برای معامله و خریدِ عاشق آمده‌اند. این نوع نگاه به رنج، نشان‌دهنده‌ی مقامِ رضا در عرفان است.

آرایه‌های ادبی

تشخیص (شخصیت‌بخشی) بلا و غم خریدار آمدند

شاعر غم و بلا را به مانند تاجری در نظر گرفته است که برای خریدِ عاشق آمده‌اند.

استعاره بازار

اشاره به رونق و جریان داشتنِ عشق و ابتلائات در حریمِ وصل.

تضاد و مراعات نظیر بلا و غم / خریدار / بازار

استفاده از واژگانِ تجاری و دنیوی برای تبیینِ یک تجربه‌ی درونی و عرفانی.