دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۴۸۰

امیرخسرو دهلوی
چند گویند که رسوا شدی از دامن چاک چاک دل را چه کنم گیر که دامن دوزم !

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

شاعر در این ابیات به ملامت‌های اطرافیان نسبت به ظاهر آشفته خود پاسخ می‌دهد. او بیان می‌کند که خرده گرفتن بر چاک دامن، نادیده گرفتن درد اصلی است؛ چرا که زخم عمیق‌تر در درون (دل) نهفته است و با اصلاح ظاهر، دردی از درونیان دوا نمی‌شود.

این بیت تقابل میان ظاهر و باطن را نشان می‌دهد؛ جایی که منتقدین تنها جلوه‌های بیرونی جنون و شیدایی را می‌بینند و از رنج پنهان و بی‌پایانِ درونی شاعر بی‌خبرند.

معنای روان

چند گویند که رسوا شدی از دامن چاک چاک دل را چه کنم گیر که دامن دوزم !

چرا مدام به من می‌گویید که به خاطرِ چاکِ دامن و لباس‌های پاره‌ام، در میان مردم بدنام و رسوا شده‌ام؟

نکته ادبی: واژه «چند» در اینجا قید پرسشی به معنای «تا کی» یا «چقدر» است و «دامن چاک» نمادی از بی‌قراری و جنون عاشقانه است.

آرایه‌های ادبی

کنایه و نماد دامن چاک

اشاره به وضعیت آشفته و بی‌قراری عاشق که نشانه‌ای از شیدایی و دوری از قید و بندهای عرفی است.

تضاد (تقابل) دامن و دل

قرار دادنِ ظاهر (دامن) در برابر باطن (دل) برای اثباتِ این نکته که درمانِ ظاهری، مرهمِ دردِ باطنی نیست.

پرسش انکاری چاک دل را چه کنم

پرسشی که پاسخ آن منفی است؛ یعنی امکانِ ترمیمِ دلِ شکسته مانندِ لباس وجود ندارد.