دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۴۷۶

امیرخسرو دهلوی
ترک دنیا کنم ار سوی خودم راه دهی کو سر کوی تو تا من ز جهان در گذرم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر شور و اشتیاق عارفانه‌ای است که در آن سالک، رهایی از قید و بندهای مادی و دنیوی را تنها در گروِ عنایت و لطف محبوب می‌داند. در واقع، شاعر با بیانی پرسشگرانه و متواضعانه، بر این باور است که دست‌یابی به مقام معنوی، مستلزم گذشتن از هستی مجازی و ورود به حریم حقیقت است.

فضای حاکم بر این سخن، آمیخته به حسرت و طلب است. شاعر، دنیا را مانعی بر سر راه وصول به دوست می‌بیند و رسیدن به مقصد حقیقی را مشروط به یافتنِ نشان و نشانی از درگاه یار می‌داند؛ درگاهی که رسیدن به آن، دروازه‌ی رهایی از جهانِ فانی است.

معنای روان

ترک دنیا کنم ار سوی خودم راه دهی کو سر کوی تو تا من ز جهان در گذرم

اگر اجازه دهی که به حریم وصال تو راه یابم، از تمام دلبستگی‌های دنیوی چشم می‌پوشم. به من بگو نشان و سرآغاز کوی تو کجاست تا با رسیدن به آن، از این جهان فانی بگذرم و به حقیقت برسم.

نکته ادبی: واژه 'ار' در مصراع اول صورت مخفف 'اگر' است. 'کوی' در متون عرفانی استعاره از جایگاه تجلی محبوب و مقام قرب الهی است.

آرایه‌های ادبی

کنایه ترک دنیا کردن

کنایه از دوری جستن از دلبستگی‌های مادی، امیال نفسانی و تعلقات دنیوی.

پرسش انکاری/اشتیاقی کو سر کوی تو

بیانگر شدت اشتیاق و بی‌تابیِ عاشق برای یافتنِ راهی به سوی حقیقت و آگاهی از جایگاه وصال.

استعاره سر کوی

اشاره به آغاز مسیر سلوک یا دسترسی به محضر محبوب.